تبلیغات
(( طلبه پاسخگو )) - کشتن مرتد چرا؟(1)

پرسش:


زینب: سلام
خسته نباشیدبزرگوار ببخشید خواستم بدونم که ایا اسلام واقعا قتل مرتدین از دین اسلام رو حلال کرده؟اگر جواب بله هست میخوام بدونم چرا؟ایا ممکن برگشت این مرتد در اینده وجود نداره که کشتنش حلاله یعنی حق زندگی رو باید ازش گرفت؟شاید احتمال توبه باشه؟واما مهمتر از همه این حکم از کجا اومده؟این سوال رو دوستم پرسیده ممنون اگر جواب بدید البته برای خودم هم سواله.علی یارتون


پاسخ:


با سلام به زینب بزرگوار شما هم ببخشید اگر جوابتون به تأخیر افتاد.

در مورد سوالاتی که مطرح کردید توضیحاتی رو ارائه می دهم که به جواب همه سوالات در آن 

داده می شود.اگر نقدی داشتید یا قانع نشدید در نظرات بفرمایید تا بحث رو بیشتر حلاجی کنیم

همچنین دیگر دوستان.

در ادامه مطالعه بفرمایید...


ارتداد در اصطلاح به معنای بازگشت از اسلام به كفر است. با همین معنا موضوع بحث و داوری

در زمینه حكم آن را مورد برسی قرار می دهم.

درباره حكم ارتداد و رویكرد میان مسلمانان وجود دارد: گروهی كه اكثر فقیهان گذشته و حال را

تشكیل می‏دهند، براین‏باورند كه ارتداد موجب قتل می‏شود. البته ارتداد زنان و مرتد ملی در توبه از این حكم استثناء شده است.

گروه دیگر كه تعدادشان اندك است، معتقدند ارتداد موجب قتل نیست.

منابع اسلامی نیز دو دسته‏اند: قرآن كریم ظهور در این دارد كه مرتد كشته نمی‏شود، زیرا اولاً در

آیات ارتداد هیچ سخنی از قتل مرتد نیامده و تنها به تهدید كیفر اخروی بسنده شده است. ثانیاً

آیات مربوط به ایمان و عقیده به صراحت بر آزادی ایمان و عقیده دلالت دارد.

اما سنت و روایات، ظهور بلكه صراحت در قتل مرتد دارد و كسی را كه از اسلام برگشته و كافر

شده، محكوم به قتل می‏داند.

طرفداران رویكرد دوم برای اثبات مدّعای خویش به آیات قرآن تمسك جسته و روایات را توجیه

كرده‏اند و طرفداران رویكرد نخست به روایات تمسك جسته و آیات را توجیه كرده‏اند.

برخی حكم قتل مرتد را یك حكم سیاسی و نه حكم شرعی می‏دانند كه برای حفظ نظام

اسلامی و انجام مسئولیت‏های حكومت در قبال جامعه صادر شده است.

"مجازات اعدام در مورد مرتد فطری یك حكم سیاسی است كه برای حفظ كیان جامعه اسلامی

و نظام آن و حفظ وحدت و انسجام و یكپارچگی تعیین شده است". (1)

شهید مطهری در یادداشت‏های خود ظاهراً همین نظریه را پذیرفته است. (2)

برخی بر مبنای همین دیدگاه حدّ بودن قتل را برای مرتد رد كرده و آن را از مقوله تعزیر دانسته‏اند كه كیفری تغییرپذیر و قابل انعطاف است و با توجه به شرایط خاص، چند و چون آن از سوی حاكم اسلامی تعیین می‏شود.

البته این مطلب با روایات همخوانی ندارد، چون در روایات حكم قتل به صورت یك حكم مسلم و

تعیین شده فرض شده است، نه یك كیفر متغیر.

توجه دیگر از روایات ارتداد این است كه حكم قتل در این روایات مربوط به صدر اسلام و دوران

تأسیس جامعه اسلامی است، نه برای همیشه، از آن جا كه در آغاز ظهور اسلام و شكل‏گیری

جامعه اسلامی، دین و آموزه‏های دینی به صورت ژرف و ریشه دار توسعه نیافته و جامعه

اسلامی پر از تازه مسلمانان بود كه به شكل ابتدایی با اسلام آشنا بودند. از سوی دیگر توطئه

و دشمنی آشكار مشركان، به ویژه یهودیان برای سست كردن پایه‏های ایمانی مردم به شدت

جریان داشت. پیامبر اكرم جهت جلوگیری از این توطئه‏ها و دشمنی‏ها برای بیرون رفتن از دائره

اسلام (ارتداد) حكم قتل را تشریع فرمود تا كسی جرأت نكند به قصد توطئه و متزلزل كردن

باورهای ایمانی مردم مسلمان وارد اسلام شود، سپس بیرون رود. این كه برخی اسلام آورند و

مدتی خود را در زمره مسلمانان قرار دهند، سپس از آن بیرون روند، موجب تزلزل در ایمان و

اعتقاد مردم و طبعاً تزلزل در كل اركان جامعه‏ای است كه براساس دین و باورهای دینی شكل

گرفته و قوانین آن توسط دین تعیین می‏شود.

با توجه به این مسئله، ارتداد اصلاً یك مسئله اعتقادی نیست، زیرا كسی كه صرفاً به حقانیت

دینی معتقد شده است و در مقابل جامعه موضع‏گیری نكرده باشد، حكم ارتداد را ندارد.

در مورد چنین كسانی حكم ارتداد جاری نشده، بلكه با توجه به شرایطی كه در ارتداد لحاظ

شده، مانند انكار جاحدانه (یعنی انكارش از روی جحود و نفی حقیقت باشد و در مقابل اسلام و

اعتقادات جامعه موضع‏گیری كند) از رویكرد سیاسی و اجتماعی به آن نگاه شده و حكم ارتداد

و قتل جاری می‏شود؛ بنابراین اگر كسی به دور از هرگونه كینه و اغراض معتقد شود كه دین

اسلام حق نیست و دین دیگری حق است گرچه حكم سیاسی مرتد فطری برای آن‏ها كه از

حكمت حكم آگاه نیستند، ممكن است ظلم و خشونت و تحمیل عقیده و سلب آزادی اندیشه

تلقی گردد، ولی اگر به این واقعیت توجه كنیم كه این احكام مربوط به كسی نیست كه اعتقاد

درونی دارد و در مقام اظهار آن برنیامده، بلكه تنها كسی را شامل می‏شود كه به اظهار یا تبلیغ

پردازد، و در حقیقت قیام برضد حاكمیت اسلامی و انسجام و وحدت آن كند، روشن می‏شود كه

این سخت‏گیری بی دلیل نیست، و با آزادی اندیشه منافات ندارد".(2)

با توجه به مطالبی كه بیان شد، بعضی دیگر بر این باورند كه حكم قتل برای مرتد گرچه تشریع

همیشگی است، اما از لحاظ موضوع مربوط و مقید به حالت ویژه‏ای است كه اگر آن حالت

نبود، حكم مترتب نمی‏شود درباره این قید دیدگاه‏های متفاوت مطرح شده است:

برخی قید یاد شده را اظهار و اعلان می‏دانند. براین‏اساس اصل ارتداد به معنای بازگشتن از

اسلام یا شك و تردید در حقانیت اسلام، موجب قتل نیست، بلكه تنها هنگامی حكم به وجوب

قتل می‏شود كه مرتد، ارتداد و بی اعتقادی‏اش را اظهار و اعلام كند.

تكیه گاه این دیدگاه، تعبیر "استتابه" (درخواست توبه) در روایات است. این تعبیر در جایی معنا

دارد كه شخص عقیده‏اش را اظهار كرده باشد وگرنه "استتابه" بی معنا است.

بعضی دیگر قید یاد شده را علم و آگاهی به حقانیت اسلام می‏دانند. بنابراین دیدگاه ارتداد

هنگامی موجب قتل می‏شود كه به رغم علم به حقانیت اسلام صورت گرفته باشد. اگر ارتداد

ناشی از جهل به اسلام یا شك در حقانیت آن باشد، موجب قتل نیست.

طرفداران این نظریه از قید یاد شده به گونه‏های مختلفی تعبیر كرده‏اند: برخی گفته‏اند ارتداد

همراه با جهد و انكار باشد. بعضی دیگر گفته‏اند ارتداد ناشی از تقلید نباشد. همه این تعبیرات

اشاره به یك حقیقت دارد و آن این كه ارتداد باید به رغم علم به حقانیت اسلام صورت گرفته

باشد، نه در نتیجه عوامل دیگر.

پی‏ نوشت‏ها:
1- مكارم شیرازی، ناصر، مكتب اسلام، سال 24، شماره 6.
1


2 - یادداشت‏های شهید مطهری، قم، چ صدرا، ج 2، ص 316.

3 - تفسیر نمونه، ج 11، ص 426.




برچسب ها: مرتد.قتل مرتد.مرتد فطری.مرتد ملی.حکم اسلام.اکراه در دین.اجبار در دین.،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 اسفند 1389 توسط طلبه پاسخگو