تبلیغات
(( طلبه پاسخگو )) - چرا نقص در خدا راه ندارد؟

پرسش:

چرا نقص در خدا راه ندارد؟

پاسخ:


با سلام

سوال خوبی رو مطرح فرمودید.در جواب سوال باید دقت زیاد کنید چون ممکن است الفاظی که به کار میبرم کمی سنگین باشد.چاره ای  نیست و علتش هم این است که جواب این سوال و مشابه آن یک بحث علمی دقیق است و هر لفظی را نمی شود برای تفهیم مطلب به کار برد.

لطفا ادامه مطلب رو ببینید...

با سلام به آشنای عزیز.

سوال خوبی رو مطرح فرمودید.در جواب سوال باید دقت زیاد کنید چون ممکن است الفاظی که به کار میبرم کمی سنگین باشد.چاره ای  نیست و علتش هم این است که جواب این سوال و مشابه آن یک بحث علمی دقیق است و هر لفظی را نمی شود برای تفهیم مطلب به کار برد.

دوست عزیز ببینید نقص مساوی با فقدان است. چیزی را ندارد ؛ پس ناقص است. نقص همیشه در نسبت با یك كمال مطرح می شود ؛ چون آن كمال نیست ، پس ناقص است.

اما چرا خداوند و علت العلل نمی تواند ناقص باشد : معنایش این است كه كمالی در وجود است كه او ندارد.

این فرض به چند دلیل نادرست است:

1- كمال وجودی از كجا آمده و‌آفریده كیست؟

آیا مگر آفریدگار دیگری هم غیر خدا هست؟ در حالی كه خداوند آفریده تمام عالم هستی است.

2- خداوند مركب از وجود چیزی و عدم چیزی خواهد شد. در حالی كه خداوند وجودی بسیط و غیر مركب است. مركب به اجزای خود نیاز دارد و خداوند بی نیاز است.

3- خداوند با نداشتن كمال مفروض به آن نیاز خواهد داشت ، پس نقص نشانه نیاز است . نیاز صفت

موجودات ممكن الوجود است و خداوند بی نیاز مطلق است.

4- نقص نشان محدودیت است. چون وقتی چیزی را ندارد ، یعنی محدود به آن چیز است. این مقدار را دارد ، آن مقدار را ندارد ، یعنی محدود شده است. اما خداوند موجود بی نهایت و نامحدود است. هیچ چیز نمی تواند وجودش را محدود نماید.

از نگاه فلسفی موجودات عالم هستى از حدود و اندازه هاى وجودى برخوردار هستند كه از این حدود به «ماهیّت» نیز تعبیر مى شود. ماهیّت، حكایت كننده چگونگى و چیستى موجود است. این حدود علاوه بر این كه چگونگى و ماهیّت موجود را ترسیم نموده و آن را از دیگر موجودات متمایز مى سازد ، در عین حال حكایت از محدودیّت وجودى آن موجود نیز مى كند. همین محدودیّت دایره كمال وجودى موجود را محدود نموده، باعث نقص وجودى او مى شود. تمامى موجودات عالم امكان، از این محدودیّت و نقص برخوردارند.

امّا برخى نقص كم تر و برخى نقص بیش ترى دارند. این موجودات ناقص و محدود و فقیر در وجود

خویش، به موجودى كامل و غیر محدود و غنى، نیازمندند، كه او خداوند غنى مطلق است.

سلسله موجودات فقیر(فقر وجودى) از آن جا كه وجود دارند، در هستى خویش، به موجودى كه بى نیاز مطلق است، یعنى خداوند متعال وابسته اند. از سوى دیگر نقص و محدودیّت با یكتائى و توحید ناب كه مستلزم كمال مطلق و بى كرانگى ذات است، هرگز سازگار نیست. چون یكتایى خداوند، از نوع وحدت عددى نیست كه با نقص و دوگانگى سازگار باشد. وحدت خداوند، وحدت حقّه است كه از مبرّا و منزه بودن ذات خداوند از هرگونه حدّ و نقصى حكایت دارد. در واقع اگر خداوند ناقص باشد ، همانند موجودی از موجودات و مخلوقات دیگر خواهد بود . هیچ تفاوتی بین او كه آفریدگار بی همتا است و آفریده های او نخواهد بود.

این توضیحات به خوبی می تواند پاسخ سوال رو کامل کند.اگر جایی نامفهوم بود یا سوالی داشتید در نظرات بفرمایید تا بحث کنیم.





طبقه بندی: خدا شناسی، 
برچسب ها: کمال خدا، خداشناسی، صفات الهی، صفات ثبوتیه و سلبیه، کمال وجودی، خداوند وجودی بسیط و غیر مرکب است، بی نیازی مطلق خدا، ماهیت موجودها، دایره کمال وجودی، موجودات ناقص و محدود، غنی بودن مطلق خدا، فقر وجودی، یکتایی خدواند از نوع وحدت عددی نیست، چرا نقص در خدا راه ندارد؟، ادله بر اثبات وجود خدا، صفات خداوند، ایا خداوند کامل است؟، دلیل بر نبودن نقص در راه خدا، صفات سلبی، صفات نقص، صفات سلبیه، عیب در خدا، کمال الهی، کمال خداوند،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 بهمن 1389 توسط طلبه پاسخگو