تبلیغات
(( طلبه پاسخگو )) - بحثی درمورد مصحف امام علی(علیه السلام)

پرسشگر:

سلام
چرا حضرت علی علیه السلام قرآنی را که در زمان خلافت ابوبکر جمع آوری کرده بود و خلیفه‌ نپذیرفت را در زمان خلافت خودشان ارایه ننمود؟

----------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

با سلام و عرض ادب
دوست عزیز برای روشن شدن مطلب دقت به چند نکته ضروری است:
الف – در باره‌ی جمع‌آوری قرآن حرف‌ها، شایعات و گاه اختلاف نظرهای بسیاری وجود داشته و دارد. مثل این که قرآن را اولین بار ابوبکر به سند شهود (نقل قول و دو شاهد بر صحت) جمع‌آوری کرد – قرآن در زمان خلیفه‌ی دوم جمع‌آوری شد – قرآن در زمان خلیفه‌ی سوم جمع‌آوری شد و ...، در صورتی که قرآن کریم در زمان حیات پیامبر اکرم (ص)‌ جمع‌آوری شده بود.
مگر می‌شود پیامبری که به عنوان آخرین انبیای الهی برای همه‌ی جهانیان در تمامی قرون و اعصار آینده ارسال شده است، برای جمع‌آوری و حفظ قرآن به عنوان آخرین کتاب آسمانی تدبیری اتخاذ ننموده باشند؟! در زمان حیات ایشان آیات ابلاغ شده نه تنها توسط حافظین حفظ شده و مرتب در محضر ایشان تلاوت و تصحیح می‌شد، بلکه توسط افراد بسیاری روی پوست یا چوب و ... [البته پراکنده] نوشته می‌شد و مرتب از ابتدا تا به انتها نزد ایشان تلاوت می‌گردید و محکم‌ترین دلیل نقلی بر این معنا، خطبه‌ی غدیر خم می‌باشد که ایشان ضمن آن فرمودند: من از میان شما می‌روم و دو چیز گرانبها باقی می‌گذارم که عبارتند از : قرآن و اهل بیتم (ع).

ب – نکته‌ی دوم قابل توجه آن که دشمنان و اختلاف افکنان چنین القا نموده‌اند که قرآن حضرت علی (ع) با این قرآن حاضری که هم اکنون در اختیار مردم است متفاوت بوده و از همین راه به شیعه اتهام زدند که اعتقاد به تحریف قرآن کریم دارند(؟!) در صورتی که شیعه نیز معتقد است هیچ تحریفی یا حذف و اضافه‌ای در قرآن کریم صورت نپذیرفته است. در روایت ذیل تأمل شود:
«در دوران عثمان، كه میان طرف داران مصاحف صحابه اختلاف شدید رخ داد، طلحه بن عبیداللّه به مولی امیرمؤمنان (ع) عرض كرد: به یاد داری آن روزی را كه مصحف خود را بر مردم عرضه داشتی و نپذیرفتند، چه می شود امروز آن را ارائه دهی تا شاید رفع اختلاف گردد؟

حضرت از جواب دادن سرباز زد طلحه سؤال خود را تكرار كرد حضرت فرمود: «عمداً از جواب خودداری کردم». آن گاه به طلحه گفت: آیا این قرآن كه امروزه در دست مردم است، تمامی آن قرآن است یا آن كه غیر ازقرآن نیز داخل آن شده است؟ طلحه پاسخ داد: البته تمامی آن قرآن است حضرت فرمود: «اكنون كه چنین است، چنان چه به آن اخذ كنید و عمل نمایید، به رستگاری رسیده‌اید» طلحه گفت: اگر چنین است، پس ما را بس است و دیگر چیزی نگفت.
[السقیفه، ص 82]


 

قرآنی که حضرت علی (ع) جمع‌آوری نموده بودند، شامل ویژگی‌هایی بود که به آنها اشاره میکنیم:

1
- نگارش آیات و سور به صورت دقیق بر اساس ترتیب نزول آنها. مثلاً قرار گرفتن آیات مکی قبل از مدنی و ... . بدیهی است که این روش برای تحقیق و شناخت سیر نزول آیات، سیر تشریع احکام و مسائلی چون ناسخ و منسوخ‌ها بسیار مؤثرتر بود.

2 –
ثبت آیات بر اساس نوع قرائت وجود مقدس پیامبراکرم (ص) که صحیح‌ترین و اصیل‌ترین قرائت بود. بدین ترتیب اختلاف قرائت‌هایی که موجب اختلاف تفسیرها و بروز سؤالات عدیده می‌گردید از میان می‌رفت.

3 –
این مصحف مشتمل بر تنزیل و تاویل بود یعنی موارد نزول و مناسبت‌هایی را كه موجب نزول آیات و سوره‌ها بود، در حاشیه مصحف توضیح می داد این حواشی بهترین وسیله برای فهم معانی قرآن و رفع بسیاری از مبهمات بود و علاوه بر ذكر سبب نزول در حواشی، تاویلاتی نیز وجود داشت. این تاویلات برداشت‌های كلی و جامع از موارد خاص آیات بود كه در فهم آیه ها بسیار مؤثر بود.
امیرمؤمنان (ع) خود می فرماید: «و لقد جئتهم بالكتاب مشتملاً علی التنزیل والتاویل»[محمد جواد بلاغی، آلا الرحمان، ج1، ص 257] و نیز می فرماید: «آیه‌ای بر پیامبر(ص) نازل نشد، مگر آن كه بر من خوانده و املا فرمود و من آن را با خط خود نوشتم و نیز تفسیر و تاویل، ناسخ ومنسوخ و محكم و متشابه هر آیه را به من آموخت و مرا دعا فرمود تا خداوند فهم و حفظ به من مرحمت فرماید از آن روز تا كنون هیچ آیه‌ای را فراموش نكرده و هیچ دانش و شناختی را كه به من آموخته و نوشته‌ام، از دست نداده‌ام»[تفسیر برهان، ج1، ص 16، شماره14]
بنابر این اگر پس از رحلت پیامبر(ص) از این مصحف كه مشتمل بر نكات و شرح و تفسیر وتبیین آیات بود استفاده می‌شد، امروزه بیش‌ترین مشكلات فهم قرآن مرتفع می گردید.[ برای اطلاع بیش‌تر در زمینه‌ی نظم و ترتیب مصحف علی (ع) رجوع شود به: تاریخ یعقوبی، ج2، ص 113. السقیفه، ص 82]


 

ممکن است سؤال پیش‌آید که چرا همین مصحف جمع‌آوری شده را در زمان حکومت خود ارائه ندادند؟

باید توجه داشت که صرف به حکومت رسیدن دلیل بر مساعد بودن همه‌ی شرایط برای طرح یا اجرای یک موضوع نمی‌باشد. به ویژه با توجه به این که حکومت آن حضرت پس از گذشت 25 سال که برای رسوخ دادن افکار یا برداشت‌های غلط یا متداول نمودن سنت‌های غلط و افراط‌ ها و تفریط‌ ها کافی بود، به استقرار رسید و فرصت بسیاری لازم داشت تا اذهان عمومی به نقطه‌ی اول برگردد و پذیرای حقایق اسلام ناب محمدی (ص) باشد و حال آن که حکومت ایشان بیش از 5/4 سال به طول نیانجامید. لذا امکان عدم پذیرش، مقابله، تحریف، نابودی و ...، بسیار زیاد بود.

چطور می‌توان انتظار داشت مردمی که ظرف کمتر از یک ساعت از رحلت پیامبر اکرم (ص)، پیمان خود در غدیر را که بیش از سه ماه از آن نگذشته بود شکستند و علی (ع) را خانه نشین کردند، اکنون پس از گذشت 25 سال قرآن او را بپذیرند؟ چنان چه شاهدیم وقتی ایشان مصحف جمع‌آوری شده را به مسجد آورد و خلیفه نپذیرفت، کسی هم شاکی و معترض نگردید!
مضاف بر این که شخص امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام، خود اصل، روح و تجسم قرآن کریم است. مگر خودش را قبول داشتند که قرآن جمع‌آوری شده‌اش را قبول کنند؟! و مگر احترام و حفظ خودش را رعایت کردند که احترام و حفظ قرآن جمع‌آوری شده‌اش را رعایت کنند؟!

----------------------------------------------------------------------------------------

پرسشگر:

تشکر میکنم از شما استاد.
در زمینه مصحف امام علی سوالات زیادی دارم که امیداورم جواب هاش رو اینجا بگیرم.
حالا دیدگاه مورخین و مفسرین درباره مصحف امام على علیه‏السلام چیه ؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

 

خواهش میکنم وظیفه است.انشالله که به همه جواب ها خواهید رسید.
عده ای از مورخین و مفسرین در گذشته و هم اكنون وجود دارند كه به نقل مستندات تاریخى بسنده نكرده و به توصیف و تحلیل آن پرداخته‏ اند.
یعقوبى (م 292) یكى از این كسانى است كه به تفصیل درباره مصحف امام على اظهار نظر كرده و با توصیفات مخصوص و انحصارى درباره چگونگى این مصحف می ‏پردازد و از ترتیب خاص سوره ‏ها گزارش می ‏دهد بدون آنكه منابع این توصیفات را برشمارد. از آنجا كه وى از نخستین كسانى است كه درباره این مصحف نظر داده و با شرح گسترده توصیف كرده، از نظر تاریخى بسیار مهم و قابل توجه به نظر می ‏رسد، هر چند كه مطالب او جاى نقد و تأمل بسیار است.
او در این گزارش می ‏نویسد:
«برخى روایت كرده‏اند كه على بن ابى طالب پس از وفات پیامبر خدا آن را فراهم ساخت و بر شترى نهاده پیش جمعیت آورد و گفت: هذا قرآن قد جمعته. این قرآنى است كه من آن را گردآورده ‏ام . حضرت آن را به هفت جزء و بخش تقسیم كرده بود. بعضى گفته ‏اند، كه على گفت: قرآن بر چهار بخش نازل شده است. از نكات دیگر توضیحات یعقوبى و نامگذارى وى از سوره‏ هاست كه با گزارش دیگران متفاوت آمده است. مثلا سوره قصص را به نام سوره موسى و فرعون، سوره جاثیه را به نام سوره زمر شریعت، وصف كرده است، یا در بسیارى از موارد نام سوره با آیه نخست آن آمده، مانند سوره انا اعطیناك الكوثر، سوره انا ارسلنا نوحا، سوره قل اوحى الی
(1).
یكى دیگر از كسانى كه درباره مصحف امام در چند جا اشاره كرده، شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان بغدادى (م 413 ه) است. او در كتاب اوائل المقالات به مناسبت نقد قائلین به تحریف و اینكه از قرآن كنونى هرگز كلمه، آیه و سوره‏اى حذف نشده می نویسد: آنچه درباره قرآن كنونى مطرح است آنكه بر طبق مصحف امام على از تأویل و تفسیر آیات مطابق با شأن نزول آنهاخالى است، مطالبى كه از سوى پیامبر آمده، گرچه از جمله كلام الله نیست، اما تأویلاتى است كه منتسب به قرآن است
.(2)
شیخ مفید اصل وجود مصحف و سبك مطالب آن را پذیرفته و تنها از این جهت كه برخى گمان كرده‏اند، پذیرش آن اعتراف به تحریف قرآن است منكر می ‏شود و توضیح می ‏دهد كه این مطالب گرچه در تفسیر و تأویل قرآن و متكى به وحى است، اما نص قرآن نمی ‏باشد.
همچنین شیخ مفید در كتاب مسائل السرویه می ‏نویسد:
بى گمان امیرمؤمنان قرآن نازل شده را از آغاز تا فرجام گردآورى و بر طبق ترتیب خودش تألیف كرد. سوره‏ هاى مكى را بر مدنى و منسوخ را بر ناسخ مقدم داشت و هر آیه و سوره‏اى را در جاى خودش گذاشت، از همین جهت امام جعفر بن محمد صادق‏ علیه السلام فرموده است: به خدا اگر قرآن آن طور كه نازل شده بود خوانده می ‏شد، هر آینه نام ما را در آن می ‏یافتید، همانطور كه نام پیش از ما یافت می ‏شد.
(3) ،(4)
طبق این سخن نیز، در نظر شیخ مفید وجود مصحف امام مسلم بوده است. اما اینكه به نظر ایشان ترتیب مصحف به ترتیب نزول بوده یا نه، بر فرض كه بپذیریم عبارت: والفه بحسب ما وجب من تألیفه، دلالت بر ترتیب غیر موجود دارد، مدرك سخن ایشان معلوم نیست.

منابع:
1) یعقوبى، ابن واضح، تاریخ یعقوبى، ج 2 / .15 ترجمه ابراهیم آیتى، تهران شركت انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ ششم، 1371 ش.
2) مصنفات الشیخ المفید، ج 4 (كتاب اوائل المقالات) / .81
3) همان مدرك، ج 1 / .79
4) عیاشى، تفسیر عیاشى، ج 1 / 89 ح .46 البته اگر منظور از حدیث این باشد كه شیوه ترتیب گاه چنان مطلب را روشن می ‏كند، گو اینكه نام اشخاص برده نشده است، اشكال ندارد، اما اگر منظور اینست كه نام ائمه هم برده شده و در اثر دگرگون كردن، و تغییر ترتیب حذف شده (كه حدیث دلالتى ندارد) بر خلاف قرآن، و در تعارض با اخبارى است كه می ‏گوید چرا خدا نام ائمه را نبرده است. ن ك: اصول كافى، ج 1 / 226، ح .1 براى تفصیل بیشتر این بحث ن ك : خویى، البیان/231، بیروت، دارالزهراء، ط ششم.

 

محمد بن عبدالكریم شهرستانى (م 548) در مقدمه تفسیر مفاتیح الاسرار با لحن بازخواست جویانه‏اى آنانى را كه مانع استفاده از مصحف امام على شدند مورد خطاب قرار می ‏دهد و می ‏نویسد:
«چگونه آنان گردآورى على بن ابى طالب را مطالبه نكردند، آیا زید بن ثابت بهتر می ‏توانست بنویسد؟ آیا سعید بن عاص ادیب ‏تر و به فنون قواعد عرب آشناتر از على بود، آیا آنان به پیامبر خدا نزدیك‏تر بودند. آرى همه آنان كار او را وانهادند و مصحفش را مهجور و به آن پشت كردند و نسیا منسیا قرار دادند، در حالى كه چون از تجهیز و تدفین و نماز بر رسول خدا فارغ شد، سوگند یاد كرد كه عباى خود را جز براى نمازجمعه بدوش نیاندازد مگر آنكه قرآن را گردآورى كند. بى گمان او به این كار مأمور بود. قرآن را گردآورى كرد همانطورى كه نازل شده بود، بدون تحریف و تبدیل كم، یا زیاد. پیامبر گرامى همواره او را از موضع آیات و سوره ‏ها آگاه كرده بود و جایگاه و تقدم و تأخر آنها را نشان داده بود.
ابوحاتم رازى (م 327) در توصیف مصحف امام على می ‏گوید: او هر آیه‏ اى را در كنار آیات مشابه‏ اش قرار داده بود.
و برخى دیگر گفته‏ اند، در مصحف امام على، مطالب در دو بخش متن و حواشى قرار گرفته. در متن قرآن كریم بود و در حاشیه مصحف، مباحثى آمده كه مربوط به آیه بود در دو قسمت، در اطراف و پاورقی ‏ها.
(1)
در میان مؤلفین و مفسرین پیشین، كمتر كسى مانند شهرستانى به تفصیل وارد در این مسئله شده و افزون بر توضیحاتى كه ذكر كردیم، از ترتیبى از مصحف سخن گفته است. همانطور كه ملاحظه شد در گزارش وى تنها روایت نیست، توصیف و تحلیل و نقد وجود دارد.
ابن ابى الحدید (م 655) در شرح نهج البلاغه نیز چنین است، او در آغاز كتاب به مناسبت ذكر فضائل امیرمؤمنان نیز به مسئله گردآورى قرآن و اینكه او نخستین فردى است كه پس از پیامبر به آن اقدام كرد اشاره می كند و می ‏نویسد:
«همه اتفاق دارند كه او قرآن را در زمان پیامبر(ص) از حفظ كرد و كسى دیگر جز او حفظ نكرده بود و او نخستین فردى بود كه گردآورى كرد. گفته‏ اند او در بیعت با ابوبكر تأخیر ورزید . اهل حدیث آنچه شیعیان می ‏گویند كه نشستن او در خانه براى مخالفت با بیعت بود درست نیست، بلكه براى اشتغال به جمع قرآن بود و این دلیل بر آنست كه او نخستین گردآورنده قرآن بود .» (2)
وى به مناسبت حوادث پس از فوت پیامبر، اضافه بر اینكه به گردآورى قرآن در مصحف واحد اشاره می ‏كند، به نكته‏اى می ‏پردازد كه كمتر در متون تاریخى و حدیثى دیده شده و آن مساله همكاران حضرت در گردآورى مصحف است.
(3)



منابع:
1) شهرستانى، مفاتیح الاسرار و مصابیح الانوار، ج 1 / 120، تحقیق محمد على آذر شب، تهران، دفتر میراث مكتوب، 1376 ش. لازم به یاد آورى است كه در تفسیر القرآن العظیم رازى چنین مطلبى پیدا نشد.
2) شرح نهج البلاغه، ج 1 / 27، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 1380 ق.
3) همان ج 2 / .56.

 



یكى دیگر از مفسران اهل سنت كه درباره مصحف امام علی ‏علیه السلام اظهار نظر كرده، ابن جزى كلبى (م 741 ه) است. وى در مقدمه تفسیر التسهیل لعلوم التنزیل می ‏نویسد:
«قرآن در عهد رسول خدا در صحیفه‏ ها و در سینه‏ هاى مردم پراكنده بود، چون حضرت وفات كرد، على بن ابى طالب ـ رضى الله عنه ـ در خانه نشست و قرآن را به ترتیب نزول گردآورى كرد . اگر مصحف او یافت شود، در آن دانستنی هاى بسیار می ‏باشد، اما افسوس كه یافت نشد
.(1)
نكته قابل استفاده در این سخنان آنست كه اولا ابن جزى مصحف على را نخستین مصحف كامل پس از پیامبر می ‏داند و على را نخستین گردآورنده می ‏داند.
در ثانى، این مصحف را به ترتیب نزول می ‏داند، اما مدرك آن را باز نمی ‏گوید.
در ثالث: محتویات آن را تنها قرآن نمی داند وگرنه نمى‏نویسد لكان فیه علم كبیر. اگر تنها قرآن باشد، دیگر معنا نداشت بگوید مطالب زیادى در آن یافت می ‏شود. قرآن در دسترس همه موجود است و علم كبیر باید ناظر به مطالب دیگر حضرت در كنار قرآن باشد.
رابعا: تا عهد ابن جزى این مصحف یافت نشده و كسى آن را ندیده و صرفا بر اساس گزارشات اولیه متون قدما چنین توصیفى را بیان می ‏كند.
از میان متأخرین كسان بسیارى به وصف مصحف امام على پرداخته ‏اند، مانند فیض كاشانى (م 1091 ه)(2)، ابوعبدالله زنجانى (م 1319 ش / 1360 ق)(3) . آیت الله خویى (م 1371 ش)(4) علامه عسگرى (متولد 1293 ش)(5) ، سید جعفر مرتضى عاملى (متولد 136 ق)(6)، ابن خطیب در كتاب الفرقان(7) و ملا حویش آل غازى در تفسیر بیان المعانى
.(8)

البته در این میان برخورد متأخرین متفاوت است، برخى با تفصیل بیشتر به مسأله اشاره نموده و برخى با اختصار، مثلا آقاى دكتر جعفر نكونام كتابى در خصوص مصحف امام نگاشته و یا اكرم بركات عاملى كتابى در حقیقت مصحف
فاطمه از دیدگاه شیعه نوشته و بخشى از كتاب را اختصاص به مصحف امام على داده است، یا دكتر فتح الله محمدى در پاسخ به شبهات ناصر على قفارى در كتاب اصول مذهب الشیعه به دفاع از مصحف امام على پرداخته و مفهوم پذیرفتن این مصحف را تحریف ندانسته است.
از نگاه دیگر در میان متأخران، كیفیت و خصوصیات مصحف امام على و پاسخ به شبهات قائلین به تحریف مهم بوده است.
مثلا مرحوم آیت الله خویى در یك جمع بندى نسبت به شبهات قائلین به تحریف مى‏نویسد: «تسالم علماى اعلام بر وجود مصحف امام، ما را بى نیاز از اثبات این كتاب می كند و لذا ما وارد در بحث این مصحف نمی ‏شویم. اما اینكه عده‏اى گمان كرده‏اند این مصحف مشتمل بر زیاداتى اضافه بر قرآن دارد، به این معنا نیست كه زیادات از قرآن باشد، بلكه زیاداتى تفسیرى و بیان تاویلى است.(9) آنگاه به تفصیل وارد در تحلیل و تفسیر روایات مصحف امام می ‏شود كه در ذكر ویژگیهاى مصحف به آن خواهیم پرداخت.
آقاى جعفر مرتضى عاملى هم در آغاز بحث نسبتا مبسوط خود این سئوال را مطرح می كند كه آیا مصحف امام همان مصحفى است كه در نزد پیامبر بود و به حضرت وصیت كرد آن را جمع آورى كند یا مصحف مستقل دیگرى؟ ثانیا این مصحف با مصحف كنونى موافق است یا مخالف و اگر مخالف است مخالفتش از چه نوعى است. ثالثا: حجم این مصحف چقدر بوده و آیا مصادرى كه از وجود این مصحف خبر می دهد تا چه حد قابل اعتماد و اعتنا است؟ ایشان در بخش مهمى به اشكالات قائلین به تحریف می ‏پردازد و بدون آنكه بخواهد بطور جدى، سئوالات فوق را پاسخ دهد خصائص مصحف امام را بر می ‏شمارد.(
10)


منابع:
1) الكلبى، محمد بن احمد جزى، التسهیل لعلوم التنزیل، ج 1 / 7، بیروت، دارالكتب العلمیة، الطبعة الاولى، 1415 ق / 1995 م.
2) تفسیر صافى، ج 1 / 47، بیروت مؤسسه اعلمى.
3) زنجانى، تاریخ القرآن / .76 تهران منظمة الاعلام الاسلامى، ط 1، 1404 ق.
4) تفسیر البیان / 222، بیروت، دارالزهراء، ط 5، 1408 ق.
5) القرآن و روایات المدرستین، ج 3 / .200 تهران مجمع العلمى الاسلامى، .1378
6) حقائق هامة حول القرآن الكریم / 172 ـ 152، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، 1410 ق.
7) ابن خطیب، الفرقان / .47 قاهره، مطبعه دارالكتب المصریه، 1367 ق.
8) آل غازى، ملا حویش، بیان المعانى، ج 1 / .4 دمشق، مطبعه الترقى، سنة 1384 ق.
9) البیان / .222
10) حقائق هامه / .152

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

 

پرسشگر:

ممنونم از توضیحات خوب و کاملتون.
در مورد مشخصات مصحف و محتواى مصحف امام على علیه‏ السلام هم توضیحاتی بفرمایید ممنون میشم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

 

دوست عزیز ما قبلا از ویژگی های مصحف مطالبی رو عرض کردیم و در اینجا نکاتی رو برای توضیح بیشتر عرض میکنیم.
مشخصات مصحف امام در گزارش هاى رسیده را به دو بخش می ‏توان تقسیم كرد، بخشى كه جنبه اساسى دارد و در حقیقت جزو ویژگی هاى این مصحف را تشكیل می ‏دهد كه در بحثهاى آینده به آن خواهیم پرداخت. اما بخشى مربوط به علائم ظاهرى و در عین حال كارگشا در شناخت سیماى كلى مصحف است.
مصحف امام شامل تمام قرآن بوده و نه برخى سوره‏ها یا آیات، برخلاف برخى از مصحفهایى كه توسط صحابه گردآورى شده كه گاهى چند مصحف مكمل یكدیگر بوده‏اند. در روایت چهارم سلیم به این نكته تأكید شده و آمده است فلما جمعه كله... بعث الیه ابابكر یا در روایت دیگر آمده است: لم یسقط منه حرف
.(1)

از طرف دیگر مصحف امام اگر قبلا هم نوشته شده بوده اما مجددا توسط حضرت و با دست ایشان كتابت و تكمیل شده است. ظاهرا این نكته مورد عنایت بوده كه تأكید شود حضرت كاتب نداشته ‏اند و خود حضرت متكفل نوشتن آن بوده است. این معنا از چند روایت استفاده می ‏شود . در روایت دهم سلیم آمده فكتبته (2) و در روایت چهارم و قسمتى از روایت یازدهم آمده: و كتبه بیده، وخطى بیدى (3) و در جاهاى دیگر با این تعبیر آمده كه املاى رسول الله و خط امیرمؤمنان بوده است. البته بیشتر در منابع اهل سنت بدون صراحت آمده: فالفه و كتبه. (4)
نكته دیگر چگونگى جمع آورى است. آیا این جمع آورى بصورت اوراق پراكنده بوده یا شكل طومار داشته؟ آیا براى مصحف با وضعیت نوشت‏افزارهاى قدیم كه هنوز كاغذ در جزیرة العرب رواج كامل نداشته و پوست حیوانات قیمتى و در اختیار همه نبوده و اگر بوده بشكل كنونى میان دو جلد نبوده، چگونه بوده است.
پاسخ به این سئوال با تعبیرهاى مختلف آمده، یكبار گفته شده جمع آورى حضرت در میان دو لوح بوده است، البته گاهى آمده: قد جمعته من اللوحین. (5) و گاهى آمده: حتى یجمع القرآن بین اللوحین (6) . كه معلوم نیست این دو تعبیر تفاوت دارد و مفهوم دوگانه این را بیان می ‏كند یا نقل به معنا و اختلاف در تعبیر است.
البته در روایت دیگر آمده كه حضرت این مصحف را در پارچه و لباس گردآورى كرد (7) ، در حالى كه در جایى دیگر رنگ این پارچه هم مشخص شده است: فجمعه فى ثوب اصفر (8) .
نوع گردآورى، بدیع و ابتكارى و در عین حال به جهاتى انحصارى بوده است. كه تا سالهاى سال مصحفهاى گوناگون را دیده، همچنین عكرمه كه از مخالفین حضرت به حساب مى‏آید، این معنا را یاد آور شده ‏اند: لو اجتمعت الانس والجن على ان یؤلفوه ذلك التألیف ما استطاعوا .
(9)
یا در روایتى دیگر همین معنا از طرق شیعه با این معنا آمده كه مانندش در جمع و حفظ كسى نیاورده و در این جهت كه بتواند شرایط نزول را رعایت كند ممكن نبوده است. (10)

منابع:
1) كتاب سلیم، ج 2 / .656و581. 2) همان / .625
3) همان / 581 و .657
4) مناقب، ج 2 / 50 به نقل از خطیب خوارزمى در اربعین.
5) ابن شهر آشوب، ج 2 / .150
6) حسكانى، شواهد التنزیل. ج 1 / .37
7) همان.
8) قمى، تفسیر على بن ابراهیم، ج 2 / .455
9) ابن ضریس، فضائل القرآن / .36
10) محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات / .193

 


اما در مورد محتوای این مصحف باید عرض کنم که اگر مستند خبر مصحف امام، روایات جمع قرآن پس از فوت پیامبر باشد، چون در این اخبار بطور صریح سخن از جمع قرآن رفته و عبارتهایى چون: حتى یجمع القرآن (2)، لا اخرج حتى اجمع القرآن (1)، ففرغ الى كتب الله و أخذ یجمعه فى مصحف، (3)، المصحف الذى جمعه امیرالمؤمنین (4) و تعبیرات فراوان دیگر، روشن می ‏شود كه سخن دباره مصحف، كارى در زمینه قرآن بوده است، و اگر در آن زمان اصطلاح «مصحف» نسبت به غیر قرآن بكار برده می ‏شده و یا براى موارد مشترك می ‏آمده، اما در اینجا مصحف ناظر به قرآن بوده است، و به این دلیل كه مصحف فاطمه قرآن نبوده است و حتی در سیاق كتاب هاى تفسیرى مخلوط از قرآن و توضیحات نویسندگان نبوده است، نباید مصحف امام را در ردیف مصحف فاطمه(س) قرار داد و همانطور كه بعدا توضیح خواهیم داد، اتفاقا ائمه معصومین در كلماتشان اصرار داشته ‏اند كه نشان دهند مصحف فاطمه به هیچ وجه قرآن نیست تا مبادا این اشتباه به موارد دیگر سرایت كند و یا نقل از مصحف فاطمه به عنوان قرآن تلقى شود.
از سوى دیگر، اینكه این كتاب تماما قرآن باشد و در آن مطالب به جز قرآن نباشد، اینهم مورد اتفاق مورخین و مفسرین است. بیش از این از شیخ مفید نقل كردیم كه درباره مصحف حضرت می ‏گفت آنچه در مصحف حضرت نوشته شده بیان تأویلات و تفسیر معانى و مطالبى است كه از جمله كلام الله به حساب نمی آید. (5) فیض كاشانى نیز به صراحت در مقدمه ششم تفسیر خود به مناسبت توضیح این جمله كه در روایات در باب مصحف امام آمده: كتب فى مصحفه الناسخ والمنسوخ، می ‏نویسد: معلوم است كه حكم به تعیین ناسخ و منسوخ در آیات از قبیل تفسیر و بیان است، نه اینكه جزو قرآن باشد. (6)
ابوعبدالله زنجانى (م 1319 ش) هم در توصیف مصحف امام می ‏نویسد كه این مصحف مركب از هفت جزء و حجم آن چنان گسترده بود كه حضرت مجبور شد براى حمل آن از شتر استفاده كند. (7)
آقاى خویى هم می ‏نویسد: اینكه مصحف مشتمل بر زیادتى اضافه بر قرآن داشته، باز تردید ناپذیر است، اما روشن است كه این معنا دلالت بر این ندارد كه این زیادات از قرآن باشد، بلكه زیاداتى است تفسیرى و بیان تأویلات.
(8)
ریشه این برداشت در خود روایات است كه به وضوح روشن می كند این مصحف، تنها قرآن نبوده است.



منابع:
1) تفسیر عیاشى، ج 3 / ص70.
2) فهرست ابن الندیم /ص 30.
3) بحار الانوار، ج 28 /ص 231.
4) همان، ج 53 /ص 36.
5) مصنات الشیخ المفید، ج 4 / 81، كتاب اوائل المقالات.
6) تفسیر صافى، ج 1 / .47
7) تاریخ القرآن / .76
8) خویى، البیان / .222

 


همچنین در روایات سلیم بن قیس آمده است:


فلما جمعه كله و كتبه بیده تنزیله و تأویله و الناسخ منه والمنسوخ (1) ، اگر مصحف تنها قرآن است، دیگر كتبه بیده تنزیله و تأویله معنا ندارد، حتما منظور توضیحات و تفسیر آیه‏ها بوده تا میان تنزیل و تأویل، ناسخ و منسوخ تفاوت گذاشته شود، بویژه كه در ذیل همین خبر آمده است كه حضرت اتمام حجت مى‏كند كه مباد روزى برسد و بگویید: على، كسى كه از پیامبر این آیات را آموخته و تأویل آنها را یاد گرفته، چرا ما را به غفلت گذاشته و مطالب را براى ما بیان نكرده است. (2)
در خبر دیگرى كه باز از سلیم نقل می ‏شود، حضرت در خطاب به عثمان می ‏گوید: ان كل آیة انزلها الله ـ جل و علا على محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ عندى باملاء رسول الله و خط یدى و تأویل كل آیة انزلها الله على محمد و كل حلال و حرام او حداوحكم او شى‏ء تحتاج الیه الامة الى یوم القیامة مكتوب باملاء رسول الله و خط یدى حتى ارش الخدش. (3)
بدرستى هر آیه‏اى خداوند بر پیامبر خدا(ص) نازل كرد پیش من است كه به املاى او دست خط من است. و تأویل هر آیه ‏اى كه خدا بر پیامبر خودش نازل كرد و هر حلال و حرام یا حد یا حكم یا هر چیزى كه مردم به آن تا روز قیامت نیاز دارند در این مصحف با املاى پیامبر خدا نوشته شده و خط من است، حتى جریمه خدشه‏اى كه به بدن كسى وارد شود.
از این خبر هم به خوبى استفاده می ‏شود كه افزون بر ذكر آیات، تأویل آن بیان شده و تأویل غیر از قرآن است. همچنین توضیح هر حلال و حرام یا بیان حدود و احكام بویژه با این توضیح كه حدود احكام و نیازهاى امت اسلامى تا قیامت در این مصحف وجود داشته، در صورتى كه اگر منظور همان كلمات آیات و سوره‏ها باشد، وجهى براى ذكر آنها نبود، و دلیلى بر تأكید و ذكر تفاوت این مصحف بر مصحف‏هاى دیگر نبوده و دیگر نیازى به این استدلال نبوده كه در ذیل روایت بگوید: ان رسول الله اسر الى مرضه مفتاح الف باب من العلم یفتح كل باب الف باب. اینكه پیامبر از اسرارى كه در هنگام فوت به على گفته و كلید هزار باب علم را به على داده تا آنها را بنویسد، چیزى جز قرآن و در تفسیر و توضیح كلمات وحى بوده و از دانستنی هایى بوده كه حضرت على آن را آموخته و به كتابت درآورده است.


منابع:
1) كتاب سلیم بن قیس، ج 2 / 581، مجلسى، بحار الانوار، ج 89 / .40
2) همان / .582
3) همان / 657، و مجلسى همان / .41

----------------------------------------------------------------------------------------

پرسشگر:

اگر سوره ها و آیه ها در حال حاضر جا به جا شده است پس چگونه اطمینان داشته باشیم كه كلمه ای اضافه نشده و یا كاسته نشده است و این قرآن دقیقا تمام وحی است؟
كما اینكه در منابع تاریخی كه اشاره كردید تنها حضرت علی حافظ كل آیات قرآن بوده است

------------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

 

دوست عزیز چون قبلا این سوال شما به طور مفصل در تاپیک های مختلف بحث شده بنده لینک مباحث رو در اختیارتان قرار می دهم و شما مطالعه کنید و در آخر اگر همچنان ابهامی داشتید بفرمایید تا در موردش بحث کنیم.



تحریف قرآن :
تحریف قرآن

تحریف ناپذیری قرآن:تحریف ناپذیری قرآن

دلیل عقلانی عدم تحریف قرآن چیست؟دلیل عقلانی عدم تحریف قرآن چیست؟

 

این قرآنی که امروزه در دست ما می باشد با قرآنی که امام علی(ع) جمع آوری کرده اند هیچ تفاوتی از نظر کم و زیاد بودن آیات و سوره ها ندارد و تنها در بعضی موارد جانبی تفاوت است که مفصل در پست های قبلی عرض شد.
شما کامل و با دقت نوشته ها رو مطالعه کنید شبهه برطرف میشود.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پرسشگر:

استاد من شنیدم غیر امام علی هم کسای دیگه هم از اصحاب قران رو جمع آوری کردند درسته این قضیه؟مثلا چه کسانی بودند؟بعد سرنوشت این مصحف ها چطور شد؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

 

عرض کنم خدمت شما که بله درست است این قضیه. نصوص فراوانى در دست است كه در زمان پیامبر و زمان هاى بعدى، مصاحف فراوانى متعلق به یاران پیامبر وجود داشته است(1). همچنین بعد از آنها تابعین، هر كس كه توانست مجموعه‏ اى از آیات الهى یا تمام قرآن را براى خود گرد می ‏آورد به طورىتا سالها بعد، داشتن مصحف شخصى ـ گذشته از اینكه براى انجام فرائض مذهبى وت قرآن لازم بود، یا براى تعلیم سایر مسلمانان و كودكان و نو مسلمانان ضرواشت ـ نشانه تشخص بشمار می ‏رفت، مالكیت آن بر شخصیت مذهبى و ارزش اجتماعى دارن می ‏افزود. (2) و صاحب مصحف را در موقعیت برترى در میان مسلمانان ر می ‏داد.

و با گسترش قلمرو حكومت اسلام، تعداد مصحف‏ها رو به فزونى گذاشت. بعضى مصحف‏ها، به تبع موقعیت و پایگاه جمع كننده آن، مقام والایى كسب كرد؛ به عنوان نمونه مصحف عبداللَّه بن مسعود، مرجع اهل كوفه به شمار می ‏آمد. مصحف ابوموسى اشعرى در بصره و مصحف مقداد بن اسود در دمشق مورد توجّه مردم بود. گردآورندگان مصحف‏ها، متعدد بوده و ارتباطى با یكدیگر نداشتند و از نظر كفایت، استعداد و توانایى انجام كار، یكسان نبودند. بنابراین نسخه هر كدام از نظر روش، ترتیب، قرائت و ... با دیگرى یكسان نبود.(3)

داشتن و شمارش این مصاحف تا آنجا اهمیت داشته كه عده ‏اى در پى معرفى آن برآمده و كتاب هایى را به نگارش درآورده ‏اند، برخى بصورت منطقه‏ اى معرفى می ‏كرده ‏اند، مانند مصاحف شام، مصاحف حجاز و عراق (از ابن عامر متوفاى 118) یا در پى مقایسه و نشان دادن اختلاف میان آنها بوده ‏اند، مانند كتاب اختلاف مصاحف اهل مدینه و اهل كوفه و اهل بصره (كسائى متوفاى 189) یا بصورت مستقل به معرفى مصحف‏ها پرداخته‏ اند، مانند كتاب المصاحف والهجاء محمد بن عیسى اصفهانى (م 253)، كتاب المصاحف ابوبكر بن ابى داود سجستانى (م 316)، المصاحف ابن انبارى (م 327)، المصاحف ابن اشته اصفهانى (م 360) و المصاحف ابن قصم (م 362).
(4)

آقاى رامیار با تحقیقى كه درباره مصاحف صحابه در حیات پیامبر كرده، از صاحبان چندین مصحف یاد می كند، از آن جمله حمزه عموى پیامبر كه پیش از شهادت، مصحفى براى خود ترتیب داده بود، ابى بن كعب، ابوالدرداء، معاذ بن جبل، زید بن ثابت، ابو زید، عبادة بن صامت و ابو ایوب انصارى، البته پس از زمان رسول خدا كار تدوین مصاحف و داشتن مجموعه ‏هاى شخصى از آیات الهى رایج‏تر شد، به طورى كه امروز مجموعا نام 23 نفر از صحابه را داریم كه داراى مصحف بوده ‏اند. (5)

همچنین افرادی مثل عبداللّه بن مسعود، مقدادبن اسود، سالم مولی ابی حذیفه،و ابوموسی اشعری گویند: نخستین كسی كه سوره های قرآن را مرتب نمود، سالم مولی ابی حذیفه بودوقتی قرآن جمع آوری و روی اوراق نوشته شد، آن گاه خود و هم دستانش گرد هم آمدند و درباره نام آن به شور نشستند برخی نام «سفر» را پیش نهاد كردند، سالم و دیگران آن را نپسندیدند، زیرا نام كتاب های یهود است سپس سالم عنوان مصحف راپیش نهاد كرد و گفت: همانند این كتاب (صحیفه های جمع شده) را در حبشه دیدم كه آن را «مصحف» می گفتند همه حاضران نام مصحف را برای صحیفه های جمع شده پذیرفتند.(6)

منابع:
1) الکامل فی التاریخ ، ج 3 ، ص 55 . الاتقان ، ج 1 ، ص 58 . مصاحف سجستانی ، ص 14 - 11 .
2) رامیار، محمود، تاریخ قرآن / .333 تهران، امیركبیر، چاپ دوم، .1362
3) معرفت، محمد هادى، تاریخ قرآن،ص 84 - 139.
4) براى تفصیل بیشتر معرفى این دسته از كتابها نك: البرهان فى علوم القرآن، زركشى، ج 2 /ص 6، تعلیقات یوسف مرعشلى، بیروت، دارالمعرفة، ط 2، 1415 ق.
5) تاریخ قرآن /ص335.
6) الکامل فی التاریخ ، ج 3 ، ص 55 . الاتقان ، ج 1 ، ص 58 . مصاحف سجستانی ، ص 14 - 11.

-------------------------------------------------------------------------------------

پرسشگر:


. بعد سرنوشت این مصحف ها چطور شد؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

 

دوست عزیز همانطور که در بالا عرض کردیم پس از فوت پیامبر مصحف هایى گردآورى و بر اساس آن نسخه‏ هاى به كتابت می ‏رسید تا آنجا كه افراد در انتخاب مصحف خود اقتداء به یكى از مصحف‏ هاى صحابه می ‏كردند و همین مایه رواج مصحفى در شهرى می ‏شد. به همین دلیلى هر مصحف نشانه و صفت مشخصه و بارز آن شهر را تشكیل می ‏داد، بدین سان تا سالهاى سال مصحف ابى بن كعب در دمشق، مصحف ابن مسعود در كوفه، مصحف ابو موسى در بصره و مصحف مقداد در حمص ـ و بنابر روایتى معاذ ـ رواج داشته است. (1)
اما با گسترش فتوحات و روى آوردن هزاران هزار از ملتهاى مختلف به اسلام، ملتهایى كه نه زبان قرآن را داشتند و نه با فرهنگ و آداب و رسوم عرب آشنا بودند، كار قرآن خواندن را دشوار می كرد، قرآنى كه در بیان ملتهاى عربى بیشتر بر اساس انتقال شفاهى و با اتكاى حافظه و حفظ انجام می گرفت و كمتر از خط و كتابت براى قرائت و انتقال آن استفاده مى‏شده بویژه با مشكلات خط موجود در مصحفها (كه حروف آنها متمایز نبود، نقطه گذارى و اعراب نداشتند و همه كس از خط آن نمی ‏توانست استفاده كند).

در چنین شرایطى زمینه غلط خوانى فراهم شده بود، غلطى كه آرام آرام به مصحف ‏ها اثر گذاشته بود و زمینه تفاوت لهجه‏ ها و قرائتهاى مختلف را بوجود آورده بود تا آنجا كه كسانى براى آسان گرفتن، به كلمات مترادف و معادل روى آورده و مسیر صحیح را از قرائت صحیح و اصل خارج كرده بودند.
در چنین موقعیتى لازم بود كه به این وضع خاتمه داده شود و بر اساس مصحفى اصلى توسط انجمنى از حافظان، قاریان و مصحف داران به ثبت قرآن و یكى كردن مصاحف روى آورند. عثمان چنین كارى را در پیش گرفت و براى اینكه بتواند این حركت را تثبیت بخشد و ضمانت اجرایى براى توحید مصاحف فراهم كند، می ‏بایست مصحفهاى دیگر را جمع آورى و نابود سازد، لذا عثمان دستور داد تمام آن كتیبه‏ ها، نوشته‏ ها، استخوانها سنگهاى نازك سپید كه صحابه آورده بودند و آیات قرآنى را بر آنها نوشته بودند، پاره پاره كنند یا بشویند یا بسوزانند تا ریشه نزاع و اختلاف بكلى از میان برود و همه مسلمانان یكپارچه به یك متن روى آورند. او دستور داد هر جا و نزد هر كسى مصحفى مخالف آنچه آنان جمع كرده‏ اند، یافته شود، نابود سازند و مردم را به اطاعت از آن یك نسخه فرا خوانند.
(2)

گر چه هر قدر در از بین بردن سایر مصاحف تلاش می ‏شد، كوشش دارندگان مصاحف در مقابله با این تصمیم براى حفظ مصاحف بیشتر می ‏شد، تا جایى كه تا سالهاى سال بعد از این ماجرا برخى مصاحف وجود داشت، اما تدریجا همانها نیز نابود شدند و اثرى جز نام آنها باقى نماند .
اما سرنوشت مصحف امام على چه شد، آیا درست است كه به جز آنچه در روایات آمده كه در دست فرزندان خود امام بود؛ در دست خاندان خویش دست به دست می شد، آیا آنچه ابن الندیم گفته است كه این مصحف نزد ابویعلى از سادات حسنى دیدم كه به ارث برده (3) همانى است كه حضرت پس از فوت پیامبر گردآورى كرده یا مصحف دیگرى بوده كه بعدها امام آن را نوشته و دست به دست می ‏شده، این سخنى است كه باید در بحث سرنوشت مصحف امام دنبال شود.

منابع:
1) رامیار،محمود، تاریخ قرآن / ص.337
2) بخارى، ج 3 /ص 226، باب جمع القرآن، روایت انس بن مالك. حجتى، سید محمدباقر، پژوهشى در تاریخ قرآن كریم.
3) ابن الندیم، الفهرست /ص.30

--------------------------------------------------------------------------------------------------

پرسشگر:


. علت رو نکردن امام علی (ع) همان علتی است که حضرت موسی (ع) (وهارون) بهمان دلیل سامری را نکشت !

------------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:



بله اگر در عمق آیات وروایات خوض کنیم از آزمایشات سنگین الله تعالی نباید غفلت کنیم همچنانکه :
در محاسن به سند خود از وصافى ، از ابى جعفر (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: از جمله مناجاتها كه میان موسى و پروردگارش ‍ شد، یكى این بود كه عرضه داشت :پروردگارا سامرى گوساله را ساخت ، صداى آن از چه كسى بود؟ خداى تعالى وحى فرستاد كه :
{فرمود: (من ). بنقل عیاشی} آن آزمایش من بود، در آن باره زیاد جستجو مكن .
وعیاشی اضافه کرده :موسى این را كه شنید گفت : (ان هى الا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء).

--------------------------------------------------------------------------------------------------

پرسشگر:

 

میشه یه توضیحاتی در مورد مصحف اینها بدید؟چه ویژگی هایی داشتند اینها؟

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

 

در مورد ویژگی های مصحف این بزرگواران بیشتر به دو مصحف ابن مسعود و ابی بن کعب اشاره شده است که بنده هم به عنوان نمونه به همین دو مورد می پردازم.
مصحف ابن مسعود دارای ویژگی های زیر بود:
1. ترتیب سوره ها چنین بود: سبع طوال، مئین، مثانی، حوامیم، ممتحنات و مفصلات.
2. این مصحف 111 سوره داشت، زیرا فاقد سوره حمد و سوره های معوذتین بود او بر این عقیده بود كه ثبت سوره ها در مصحف برای حفظ آن از پراكندگی و گم شدن است و سوره حمد به جهت تكرار قرائت آن در نمازها هرگز گم نمی شود[1] یا آن كه سوره حمد عدل قرآن است و نباید جز قرآن آورده شوداما دلیل نیاوردن دو سوره معوذتین این بود كه این دو سوره را جز قرآن نمی دانست بلكه دعای چشم زخم (باطل السحر) می دانست كه از جانب خدا برپیامبر وحی شد، تا برای سلامتی حسنین آن را بخواند و آنان را از چشم زخم محفوظ دارد او هرگاه می دید كه در مصحفی این دو سوره را نوشته اند، آن را پاك می كرد و می گفت: «غیر قرآن را با قرآن خل ط نكنید و هرگز در نماز این دو سوره را نمی خواند».[2]
3. صاحب كتاب الاقناع روایتی نقل كرده كه در آن آمده است در مصحف ابن مسعود برای سوره برائت «بسم اللّه الرحمان الرحیم» ثبت شده بود سپس می نویسد: نباید آن را معتبر دانست.[3]
4. این مصحف در بسیاری از آیات و كلمات قرآنی با مشهور مخالفت دارد، زیراابن مسعود بر این باور بود كه می توان كلمات قرآن را به مترادف آن تبدیل كرد اومی گفت: «هرگاه كلمه ای بر شما دشوار باشد یا برای خواننده فهم آن مشكل آید، می توان آن را به كلمه دیگر كه سهل و واضح است و معنای آن را دارد، تبدیل كرد» اوكلمه زخرف را به كلمه ذهب، و كلمه عهن را به كلمه صوف تبدیل می كرد زیرامعنای هر دو كلمه در هر دو موضع یكی است او در تعلیم یك نفر اعجمی كه تلفظكلمه اثیم بر وی دشوار بود، تجویز كرد تا به جای آن بگوید: «ان شجره الزقوم طعام الفاجر» به جای «طعام الا ثیم
».[4]
5. ابن مسعود در مصحف خود برخی كلمات را برای روشن شدن مراد آیه به كلمات دیگر تبدیل می كرد مثلا «والسارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما» [5] را به «فاقطعوا ایمانهما» تبدیل كرد، زیرا معلوم نبود مراد آیه كدام دست است و یا آیه «واقیموا الوزن بالقسط» [6] را به صورت «و اقیموالوزن باللسان» ثبت كرده بود، زیرامعتقد بود اقامه وزن به واسطه زبانه ترازوست و یا آیه «انی نذرت للرحمان صومافلن اكلم ال یوم انسیا» [7] را «انی نذرت للرحمان صمتا» ثبت كرده بود، زیرا روزه صمت (سكوت) نذر كرده بود.
[8]
6. او احیانا الفاظی را به منظور شرح و تفسیر در ضمن جمله ها و عبارات قرآن می افزود این گونه زوائد تفسیری كه در كلام گذشتگان بسیار به چشم می خورد، درمواردی بود كه موجب اشتباه با نص قرآنی نمی گردید مثلا در آیه «كان الناس امه واحده (فاختلفوا) فبعث اللّه النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الكتاب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه» [9] افزودن «فاختلفوا» برای روشن شدن این مطلب بود كه بعثت انبیا پس از اختلاف بوده است[10] بنابر نقل سیوطی از ابن مردویه، ابن مسعود می گفت: «در زمان پیامبر این آیه را این گونه تلاوت می كردیم: (یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیك من ربك (ان علیا مولی المؤمنین) و ان لم تفعل فما بلغت رسالته واللّه یعصمك من الناس) »[11] از این موارد در مصحف ابن مسعود بسیار است كه برای روشن شدن مفهوم آیه، بر آیات افزوده شده است البته این افزودن هاپرسش هایی از جمله مساله تحریف را مطرح كرده است ولی بسیاری از این نسبت هاقطعی نیست و احتمال دخالت سیاست در جعل و نسبت خلاف به ابن مسعود بسیار می رود به ویژه كه وی مخالفت هایی با حكام وقت داشت از طرف دیگرمواردی از این زیادت ها جنبه تفسیری و توضیحی دارد و در آن زمان بسیار متداول بوده است كه صحابه در كنار مصحف خود مطالب تفسیری را می نوشتند، و به دیگران نقل می كردند تا مفهوم و پیام آیه در میان مردم حفظ شود
.[12]

منابع:
[1]. ابن قتیبه، تاویل مشكل القرآن، ص 49 ـ 48..

[2]. الدر المنثور، ج6، ص 417 ـ 416 فتح الباری، ج8، ص 581.

[3]. الاتقان، ج1، ص 65

[4]. دخان 44: 44 ر ك: حموی، یاقوت، معجم الادبا، ج4، ص 193 تفسیر كبیر رازی، ج1، ص 213 تفسیرطبری، ج15، ص 163 و ج23، ص 96 تاویل مشكل القرآن، ص 24.

[5]. مائده5: 38.    [6]. الرحمان55: 9.    [7]. مریم19: 26.

[8]. ر ك: تفسیر طبرسی، ج8، ص 421 الكشاف، ج1، ص 459 ابوحامد غزالی، احیا علوم الدین، ج2، ص 77شمس الدین الذهبی، تذكره الحفاظ، ج1، ص 340 الاتقان، ج1، ص 47 صحیح بخاری، ج6، ص 228.

 [9]. بقره2: 213.    [10]. الكشاف، ج1، ص 255.    [11]. مائده5: 67 ر ك: الدر المنثور، ج2، ص 298.    [12]. ر ك: التمهید، ج1، ص 322 ـ 320.

 

ویژگی های مصحف ابی بن كعب به شرح ذیل است:


1. ترتیب سوره های مصحف ابی بن كعب تقریبا هم آهنگ با ترتیب مصحف ابن مسعود بود جز آن كه سوره یونس را پیش از دو سوره انفال و برائت قرار داده بودو نیز در تقدیم و تاخیر برخی سوره ها با آن تفاوت داشت تفاوت دیگری كه با مصحف ابن مسعود داشت آن كه مشتمل بر سوره حمد و معوذتین بود.
2. این مصحف دو سوره به نام های خلع و حفد بیش از مصاحف دیگر دارد این دو دعای قنوت اند و به گمان این كه از سوره های قرآن است، در قرآن درج شده است.
دعای خلع: «بسم اللّه الرحمان الرحیم اللهم انا نستعین بك و نستغفرك و نثنی علیك الخیر و لا نكفرك و نخلع و نترك من یفجرك».
دعای حفد: «بسم اللّه الرحمان الرحیم اللهم ایاك نعبد و لك نصلی و نسجد والیك نسعی و نحفد، نخشی عذابك و نرجوا رحمتك ان عذابك بالكفار ملحق».[1]
3. در این مصحف میان دو سوره فیل و قریش «بسم اللّه الرحمان الرحیم» نیامده و آن دو، یك سوره پنداشته شده است[2] در روایات اهل بیت (ع) نیز آمده است كه هر كس در نماز، سوره فیل را بخواند باید سوره قریش را نیز بخواند، لیكن با آوردن «بسم اللّه الرحمان الرحیم» [3] بین دو سوره، یعنی این دو سوره قرائتا یك سوره محسوب می شود، ولی از نظر ثبت در قرآن دو سوره به حساب می آید این روایت عكس مصحف ابی بن كعب را ثابت می كند بنابراین مصحف ابی بن كعب دارای115 سوره بود.
4. در این مصحف ابتدای سوره زمر با «حم» شروع شده بود و در نتیجه حوامیم این مصحف به جای هفت سوره، هشت سوره است.[4]
5. این مصحف با مشهور، اختلاف قرائت داشت برخی كلمات به مترادف های آن ها تبدیل شده است: آیه «قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا» [5] به صورت «من هبنا من مرقدنا» [6] و آیه «كلما اضا لهم مشوا فیه» [7] به صورت «مروا فیه» یا«سعوا فیه» خوانده شده است[8] برخی كلمات برای توضیح و تفسیر آورده شده است: در آیه «فصیام ثلاثه ایام[9] (متتابعات) فی الحج» كلمه افزوده شده[10] برای معلوم كردن سه روز روزه متوالی است و یا در آیه «فمااستمتعتم به منهن (الی اجل مسمی) فتوهن اجورهن فریضه» [11] عبارت اضافه شده برای معلوم كردن این است [12] كه مقصود، نكاح متعه و انقطاعی است نه دائمی و یااین آیه را چنین خوانده است: «ان الساعه آتیه اكاد اخفیها (من نفسی فكیف اظهركم علیها) لتجزی كل نفس بما تسعی».
[13]



منابع:
[1]. الاتقان، ج1، ص 65.
[2]. همان، ج1، ص 65 ـ 64.

[3]. وسایل الشیعه، ج4، ابواب القراه فی الصلاه، باب 10.

[4]. الاتقان، ج1، ص 64.   [5]. یس 36: 52.   [6]. تفسیر طبرسی، ج8، ص 428.

 [7]. بقره2: 20.   [8]. الاتقان، ج1، ص 47.   [9]. بقره2: 196.

[10]. الكشاف، ج1، ص 242.   [11]. نسا4: 24.   [12]. تفسیر طبری، ج5، ص 9.

[13]. طه 20: 15 ر ك: ابن خالویه، شواذ القراات، ص 87.

-------------------------------------------------------------------------

پرسشگر:

خواستم بدونم که مصحف امام علی با مصحف حضرت زهرا یکی بوده یا نه و با هم فرق داشتند؟در مورد مصحف حضرت زهرا توضیحاتی بفرمایید ممنون میشم.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

طلبه پاسخگو:

 

دوستان بزرگوار بدون شك محتواى مصحف امام على بر اساس روایات ناظر به جمع كلمات وحى الهى بوده و اگر در زبان آن عصر كلمه مصحف هم براى قرآن و هم براى غیر قرآن استعمال می ‏شده نامگذارى از قسم اول بوده است، در صورتى كه درباره مصحف فاطمه از این واژه مفهومى جز آن استعمال گردیده است. بر اساس مدارك فراوانى كه در منابع گوناگون درباره كتاب یا مصحف دخت پیامبر اكرم گزارش شده به دست می ‏آید كه حضرت پس از فوت پیامبر به نگارش این مصحف اقدام كرد، از سوى دیگر نگارش این مصحف بر اساس دریافت هاى معنوى و غیبى او براى تسلى خاطر در تحمل رنج گران فوت پدر انجام گرفته است. طبق این روایات فاطمه‏ علیه السلام دریافتهاى خود را بیان می ‏كرده و امیرمؤمنان آنها را می نوشته است: «فجعل امیرالمؤمنین یكتب كلما سمع حتى اثبت من ذلك مصحفا» (1) .
بر طبق برخى دیگر از روایات آن مصحف از نظر حجم مطالب سه برابر قرآن بوده است. (2)
نكته مهمى كه در روایات بسیار تأكید شده آنكه مصحف حضرت فاطمه قرآن نبوده (3) ، حتى در این كتاب احكام شریعت و حلال و حرام هم نبوده است، تا عده ‏اى گمان كنند از این روایات استفاده تحریف قرآن می ‏شود و یا كتابى در مقابل قرآن باشد.
مصحف حضرت، امثال و حكم و موعظه و سخنان عبرت‏ آمیز و اخبار بوده است. كلینى طبق روایتى از امام صادق نقل می ‏كند كه مصحف فاطمه، وصیت فاطمه بوده است. (4) در برخى اخبار آمده است كه در این مصحف اخبار آینده و اسرار و مسائل فرزندان آن آمده است. (5)
بنابراین، نام مصحف نسبت به كتاب فاطمه از این باب بوده است كه هر نوشته میان دو جلد را مصحف می گفته‏ اند، همانطور كه به نوشته ‏اى كه مرتب و منظم می ‏شده دیوان می ‏گفته ‏اند و دیوان، مدون ساختن و بگونه كتاب در آوردن است، اما تدریجا به دیوان شعرا، دیوان اطلاق شد تا جایى كه اگر كسى قید شعرا را هم حذف می ‏كرد، باز از آن كتاب شاعران می ‏فهمیدند . این اصطلاح مصحف از چنین سرنوشتى برخوردار است كه به تمام نوشته ‏هاى مدون مصحف می گفته‏ اند، اما بعدها براى قرآن علم شد، تا جایى كه اگر كسى مصحف می ‏گفت از آن قرآن می ‏فهمیدند و همین زمینه سوء استفاده و بد فهمى را نسبت به مصحف فاطمه فراهم ساخت.
درباره مصحف فاطمه مطالب بسیار دیگرى مطرح است كه از حوصله این مقال بیرون است
. (6)
با این حساب تفاوت اساسى میان مصحف امام على با مصحف فاطمه روشن است. مصحف امام على بر اساس متن قرآن و نسخه پیامبر تدوین شده و مصحف فاطمه بر اساس معلومات معنوى و غیبى و الهام ‏هاى دوران سخت فراق پدر تدوین شده است.
نكته دیگر آنكه مسأله داشتن مصحف فاطمه و جفر و جامعه براى اهل بیت در روایات نوعى نشانه امامت و علامت شناسایى امام و برترى او بر دیگران از نظر اتصال به وحى و آگاهى به دین و دستیابى به متون مهم شناخته شده است و این وسیله معمولا براى خاندان علوى كار ساز و در مقام احتجاج مؤثر بوده است. به همین دلیل نوشته‏ هاى یاد شده، همواره به عنوان كتابهاى مستقل تلقى گردیده است و با عنوان: خلفت فاطمة مصحفا ما هو قرآن، (7) عندى مصحف فاطمه لیس فیه شى من القرآن، (8) مصحف فاطمة ما فیه آیة من القرآن (9) آمده. در این سیاق و بیان این نكته آمده است.



منابع:
1) كلینى، اصول كافى، ج 1 / 240، ح 2، باب ذكر الصحیفه و الجفر والجامعه.

 2) همان، حدیث .1

3) همان، حدیث 3، محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات / .43

4) كلینى، همان، ح 4، ص .241

 5) همان، ح .5

6) براى تفصیل بیشتر درباره چگونگى مصحف فاطمه نك: حقیقة مصحف فاطمة عند الشیعة. اكرم بركات العاملى، بیروت، دارالصفوة، الطبعة الاولى، 1418 ق / 1997 م. 

7) مجلسى، بحار الانوار، ج 26 / 42، ح .71 

 8) همان / .45  9) همان / .43

 

در پست قبلی توضیحات مختصری عرض شد و جهت تکمیل بحث مطالبی رو هم عرض خواهم کرد.تدوین این كتاب گرانبها، در اواخر عمر شریف حضرت فاطمه زهرا(س) و در مدتى كوتاه به وقوع پیوست و اگر بخواهیم تاریخ تدوین آن را بیان كنیم، با برداشت از احادیث و روایات متعدد، فاصله رحلت پیامبر خدا(ص) تا شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، یعنى از 28 صفر تا سوم جمادى الثانیة سال یازده هجرى قمرى را باید بیان كرد.
ابوعبیده، كه از راویان حدیث امام جعفر صادق(ع) است، در روایتى گفت: برخى از اصحاب و یاران (امام "ع") پرسش هایى از امام جعفر صادق(ع) نموده و پاسخ هاى خویش را یافتند و پس از آن درباره مصحف فاطمه(س) پرسیدند. آن حضرت، مدتى سكوت نمود و سپس فرمود: انكم لتبحثون عما تریدون و عما لا تریدون. ان فاطمة(س) مكثت بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعین یوماً و كان دخلها حزن شدید على ابیها و كان جبرئیل(ع) یأتیها فیحسن عزائها على ابیها و یطیب نفسها، و یخبرها عن ابیها و مكانه، و یخبرها بما یكون بعدها فى ذریتها، و كان على(ع) یكتب ذلك. فهذا مصحف فاطمة(س).(1)
یعنى: شما (گاهى) از چیزى كه مى خواهید و از چیزى كه نمى‏خواهید بحث مى كنید. به درستى كه حضرت فاطمه(س) پس از رحلت رسول خدا(ص) به مدت هفتاد و پنج (یا نود و پنج) روز بیشتر باقى نماند و در این مدت بخاطر رحلت پدرش بسیار محزون و اندوهگین بود و جبرئیل امین بر او نازل مى شد و مصیبت پدرش را بر او تسلیت گفته و وى را آرامش خاطر مى‏داد و او را از مقام پدرش و مكان او ( در بهشت) با خبر مى‏ساخت. هم چنین آنچه كه بر فرزندان، نوادگان و ذرارى او پس از وفات وى می ‏گذرد، او را خبر مى داد و امام على(ع) همه این‏ها را براى فاطمه(س) مى‏نوشت. این، همان مصحف فاطمه(س) است.
مشابه این روایت را حماد بن عثمان از امام جعفر صادق(ع) نقل نمود. وى گفت:
از امام صادق(ع) پرسیدم: مصحف فاطمه(س) چیست؟
امام(ع) در پاسخم فرمود: ان الله تعالى لما قبض نبیه(ص) دخل على فاطمة(س) من وفاته من الحزن مالا یعلمه الا اللّه - عز و جل - فارسل الیها ملكاً یسلى غمها و یحدثها، فشكت ذلك الى امیر المؤمنین(ع). فقال(ع): إذا احسست بذلك و سمعت الصوت قولى لى. فاعلمته بذلك، فجعل امیرالمؤمنین(ع) یكتب كل ما سمع حتى اثبت من ذلك مصحفاً.(2)
یعنى: همین كه خداوند متعال، روح پیامبرش ( حضرت محمد " ص" ) را به ملكوت اعلى منتقل نمود، بر حضرت فاطمه(س) از بابت رحلت پدرش، حزن شدیدى عارض گردید كه غیر از خدا كسى مقدار آن را نمى داند. پس خداوند متعال فرشته اى را به سوى وى نازل كرد، كه هم غم و اندوهش را تسلیت داده و هم او را از چیزهاى تازه‏اى با خبر گرداند. حضرت فاطمه(س) این ماجرا را براى همسرش امیرمؤمنان(ع) تعریف كرد و حضرت على(ع) به وى فرمود: هرگاه نزول فرشته‏اى را احساس كردى و صدایش را شنیدى (گفته ‏هایش را) به من بگو. پس هرگاه فرشته‏ اى مى آمد، حضرت فاطمه(س) همسرش على(ع) را باخبر می ‏كرد و هر چه مى شنید براى او می ‏گفت و حضرت على(ع) نیز هرچه را از فاطمه(س) می ‏شنید می ‏نوشت، تا این كه از آن نوشته‏ ها، مصحف به وجود آمد.
این دو حدیث پرسش‏ هایى چند از مصحف فاطمه(س)، از جمله زمان و كیفیت تألیف و كاتب آن را پاسخ داد ولى با این تفاوت كه در حدیث اول، زمان و تاریخ آن را روشن‏تر بیان نمود و در حدیث دوم، نقش امیرمؤمنان(ع) در كتابت و تدوین آن را.
البته در این موارد، احادیث دیگرى وجود دارد كه به خاطر پرهیز از اطاله كلام، از بیان آن‏ها صرف‏نظر می ‏كنیم.
بی ‏تردید مهمترین و اصلی ‏ترین سخن درباره مصحف فاطمه(س) در این مسئله است كه این مصحف، حاوى چه نوع اطلاعات و آگاهی ‏هاست و محتواى آن چه دانشى را در برگرفته است؟
براى پی ‏بردن به این قضایا، باید توجه داشت كه مصحف فاطمه(س) چون در دسترس عموم نیست و جز اهل بیت(ع) كسى از آن اطلاعى ندارد، براى پاسخ یافتن درباره زوایاى گوناگون آن، هیچ راهى نیست، جز این كه به اهل بیت(ع) متوسل شویم و از احادیث و روایات نورانى آنان بهره گیریم.
پیش از این گفتیم كه در بسیارى از روایات تأكید شده است كه مراد از مصحف فاطمه(س)، قرآن مجید نیست و حتى یك حرف از قرآن در آن وجود ندارد.
در برخى از روایات دیگر آمده است كه احكام حلال و حرام در آن وجود ندارد.
امام صادق(ع) در روایتى فرمود: اما انه لیس فیه شى‏ء من الحلال و الحرام و لیكن فیه علم مایكون.(3)
به عبارت دیگر، مصحف فاطمه(س) یك كتاب فقهى و یا رساله عملیه نیست. بلكه مهمتر و بالاتر از این گونه اطلاعات است، و آن عبارت است از چیزى كه كسى آن را نخوانده، نشنیده و ندانسته است و نخواهد دانست و جز خداوند متعال از اسرار و رازهاى آن، اطلاعى ندارد. و آن، علم و دانش آینده است.
ابوبصیر، روزى به محضر امام صادق(ع) شرفیاب شد و چون با امام(ع) خلوت كرد، فرصتى یافت تا از اسرار و رازهاى آنان باخبر گردد و لذا ازامام(ع) درباره علوم اهل بیت(ع) و ودایع آن‏ها از جمله جفر، جامعه و غیر ذلك سؤال نمود و امام(ع) پاسخ وى را داد. تا این كه نوبت به مصحف فاطمه(س) رسید و امام(ع) در پاسخ وى فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه علیه االسلام و ما یدریهم ما مصحف فاطمه(س)؟
قال(ع): مصحف فیه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات. والله ما فیه من قرآنكم حرف واحد. قال: قلت: هذا والله العلم. قال(ع): انه لعلم و ما هو بذاك.(4)
یعنى: در نزد ما (امامان ) است مصحف فاطمه(س) و ( مردم ) چه مى‏دانند مصحف فاطمه(س) چیست؟
آن گاه فرمود: مصحفى است كه محتواى آن، سه برابر قرآنى است كه در نزد شما است. سوگند به خداى سبحان، هیچ چیزى از قرآن، حتى یك حرف، در آن وجود ندارد.
ابوبصیر گفت: عرض كردم: سوگند به خدا، این علم (بزرگى) است.
فرمود: (آرى) این مصحف، علم و دانش (بزرگى) است ولى این مصحف، قرآن نیست.
در حدیثى دیگر، امام جعفر صادق(ع) در پاسخ برخى از اصحاب خود درباره مصحف فاطمه(س) فرمود:... و كان جبرئیل علیه السلام یأتیها، فیحسن عزائها على أبیها، و یطیب نفسها، و یخبرها عن أبیها و مكانه، و یخبرها بما یكون بعدها فى ذریتها و كان على(ع) یكتب ذلك.(5)
یعنى: جبرئیل(ع) بر فاطمه زهرا(س) نازل می ‏شد و مصیبت رحلت پدر بزرگوارش را بر وى تسلیت می ‏گفت و آرامش خاطرى براى وى فراهم می ‏كرد و او را از مقام پدرش و مكان و منزلتش (در بهشت) خبر می ‏داد و هم چنین او را از آینده فرزندان، نوادگان و ذرارى‏ اش مطلع می ‏كرد و امام على(ع) این‏ها را( براى فاطمه(س)) می ‏نوشت.
هم چنین در روایتى از امام صادق(ع) آمده است: و اما مصحف فاطمه(س)، ففیه ما یكون من حادث، و أسماء كل من یملك الى ان تقوم الساعة.(6)
یعنى: اما مصحف فاطمه(س)، پس در آن است هرچیزى كه در آینده واقع گردد. هم چنین در آن است، اسامى تمام كسانى كه تا پایان دنیا، حكومت می ‏یابند و به زمامدارى می رسند.
با توجه به روایت‏هاى فوق و دیگر روایت‏هایى كه بخاطر پرهیز از اطاله كلام، از نقل آن ها خوددارى كردیم، به دست مى آید كه مصحف فاطمه(س) درباره رویدادها، حوادث و تغییر و تحولات سیاسى و اجتماعى است كه از آن تاریخ (اواخر عمر شریف حضرت زهرا(س)) تا آخر الزمان به وقوع خواهند پیوست و در حقیقت پیش گویی ‏هاى صادق و راستین آن حضرت از آینده و آیندگان است و می توان گفت كه این كتاب گرانسنگ، تقویم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. بدین جهت امامان معصوم(ع) با نگاه به آن، واقعه‏اى را پیش‏گویى كرده و یا ماجرایى را نفى و اثبات مى نمودند
.



منابع:
1. الكافى، شیخ كلینى،ج 11، ص 241. 2. همان، ص 240. 3. همان. 4. همان، ص 238. 5. همان، ص 241. 6. روضة الواعظین، فتال نیشابورى، ص 211؛ الخرائج و الجرائج، قطب الدین راوندى، ج 2، ص 894.