تبلیغات
(( طلبه پاسخگو )) - بحثی در مورد كنیز!


پرسشگر:
سوالی داشتم مبنی بر حلال بودن كنیزان بر صاحب خانه.آیا این امر با اجبار بوده یا رضایت كنیز در اسلام واجب است؟

طلبه پاسخگو:
با سلام به شما دوست عزیز
لازم به ذکر است که رابطۀ زن و شوهر بودن یک رابطۀ اعتباری است و نه یک امر حقیقی. در اسلام یکی از راههای برقراری این رابطه، خواندن «صیغۀ عقد» است. یکی دیگر از سببهای برقراری این رابطه مالکیت است ولی دارای شروط زیر است:
۱. مالك، كنیزش را به ازدواج شخص دیگر درنیاورده باشد.
۲. مالك، كنیز را به دیگرى نبخشیده باشد.
۳.اگر كنیز با شخصِ دیگرى ازدواج كرده باشد یا او را به دیگرى بخشیده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ى طلاق با شوهرش یا تمام شدنِ زمان بخشش، مجدداً كنیز بر مالكش حلال مى‏شود.
۴. كنیز در حالِ گذراندن ایّام عدّه (عدّه‏ى طلاق از شوهر قبلى‏اش) یا ایام استبراء (در آنجا كه محلّل واقع شده)، نباشد.
۵. قبلًا پدر مالك كنیز با كنیز، نزدیكى نكرده باشد.
۶. كنیز، بین چند صاحب مشترك نباشد.
۷. قبلًا فرزند مالك كنیز با او نزدیكى نكرده باشد.
۸. كنیز با مولایش قرارداد نبسته باشد كه پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُكاتَب نباشد).
۹. كنیز، كاملًا تحت تصرّف مالك باشد.
نظر به اینکه اسلام علیرغم برداشتن بسیاری از احکام سنگین بردگی برخی از آنها را سر جایشان باقی گذاشت، کنیز و برده حق این را نداشتند که بدون اذن مالک ازدواج کنند و این فرمان بدون شک برای کنیزان مفیدتر بود زیرا اگر صاحب بدانها نظر داشت نمیگذاشت با کسی هم ازدواج کنند و این باعث آزار بیشتر آنان میشد ولی چنانکه در بالا آمد اگر کنیز با کسی ازدواج میکرد صاحبش دیگر حق نزدیکی با وی را نداشت. ضمن اینکه اگر کنیز برای صاحبش بچه میاورد آزاد بود پس این حق نزدیکی برای خود کنیز هم عواقب مثبتی داشت.
در ضمن کنیز مجبور نبود حتما به نزدیکی با صاحب خود تن در دهد بلکه میتوانست طبق بند(۸) که در قرآن آمده است برای آزادی با صاحب خود قرارداد ببندد و حق آزادی خویش را با کار کردن بپردازد.
در پست بعدی دلیل اینکه کنیزان باید دارای یک مالکی باشند را عرض می کنم.


پرسشگر:

در كل برداشتم از قرآن اینطور است كه به نوعی كنیزان ارزش كمتری نسبت به زنان آزاد داشتند آیا درست برداشت كردم.لطفا راهنماییم كنید.


طلبه پاسخگو:

دوست عزیز نظام های اجتماعی در هر دوران تابعی از مجموعه شرایط اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و ... می باشد. همان گونه كه امروزه نظام كارگری و كارفرمایی و ... در جهان حاكم است و شرایط اقتصادی , اجتماعی , فرهنگی خاص آن را ایجاب نموده است . تا چند قرن پیش در تمامی جهان نظام برده داری روش مناسب برای اداره امور آن دوران بوده است ; به گونه ای كه هیچ نظامی در شرایط آن روز امكان جایگزینی آن را نداشته است . از این رو مناسب ترین شیوه در شرایط آن روز, شیوه برده داری بوده است . بررسی زمینه های این موضوع بسیار وسیع و گسترده و از مجال این پاسخ خارج است . اسلام نیز با توجه به اینكه تغییر اساسی در سیستم اجتماعی آن روز نه ضروری بوده و نه ممكن , به اصل این مسائله صحه گذاشت , ولی با وضع قوانین در چند جهت حركت كرده است :
1- تأمین حقوق افراد با وضع قوانین در مورد كیفیت استرقاق (بنده گرفتن) و تحریم آن جز در موارد خاص.
2- وضع قوانین در جهت حمایت از حقوق بردگان و تنظیم روابط صحیح بین مالك و برده .
3- ترغیب مردم به آزادسازی بردگان و وضع قوانینی برای حصول این مقصود (مانند كفارات و شرایط عتق ). در مجموع اسلام شرایطی را برای بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمی و سیاسی در جامعه اسلامی دست یافتند و حتی مدت ها حكومت ((ممالیك )) بر بسیاری از نقاط كشورهای اسلامی پدیدار شد. در حقیقت اسلام با فراهم آوردن شرایط انسانی و عاطفی برای زندگی بردگان , بردگان را از سراسر دنیا مشتاق به پیوستن به جامعه اسلامی نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادی، مبلغ و مروج اسلام می شدند.
اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود كرد و از سوی دیگر راه آزادی بردگان را گشود و مسلما" یكی از عوامل دگرگونی نظام بردگی در جهان , نقش اسلام در این زمینه بوده است . كنیزها نیز در این بین مشمول همین قاعده و قانون بوده اند. آنان از كشورهای دیگر كه در جنگ با مسلمانان اسیر می شدند, و یا به صورت تجاری وارد ممالك اسلامی می گشتند, با فرهنگ اسلامی و مزایای نجات بخش آن آشنا شده و بسیاری از آنان همانند دیگر مردم در جامعه اسلامی زندگی می كردند و مالكیت كنیز در حكم عقد ازدواج بود و موجب محرمیت به مالك آن می گردید. بجاست بدانیم كه مادر برخی از ائمه ما كنیز بوده اند, حتی مادر امام زمان (عج ) نیز كنیزی رومی بوده است .
سخن در این مقوله بسیار گسترده می باشد. اما توجه به این نكته مهم است كه تنها عاملی كه در اسلام مجوز استرقاق (گرفتن بنده و كنیز) است موردی است كه كسانی در جنگ با اسلام به عنوان دین حق اسیر شده باشند و پرواضح است كسی كه به خداوند رحمان كفر ورزیده است و باز به این حد هم بسنده نكرده است بلكه با دین حق مبارزه می نماید. آیا حق حیات برای این گروه قائل شدن , جز از روی تفضل الهی است ؟! معذ لك , اسلام حق حیات اینان را تضمین كرده، كشتن اسیر را جز در شدت درگیری و در معركه جنگ روا ندانسته است , لكن باید این افرادی كه از آزادی عمل خود سوء استفاده نموده علیه دین خدا قیام نموده در نبرد علیه دین خدا و مؤمنین به آن شركت جسته است , دایره فعالیت هایشان و آزادی آنها محدود گردد. (با وجود این آموزه های بسیاری در اسلام برای رهایی آنان ارائه نموده است و برای تحقق این آموزه ها نیز پاداش بسیار زیادی قرار داده است).
پس كسی كه كافر حربی است یعنی به جنگ علیه مسلمین پرداخته و شروع كننده جنگ است، احترامی از نظر اسلام ندارد، زیرا اولا؛ زیر بار منطق و دین حق نرفته و در مواجه با حقائق به لج بازی پرداخته است و ثانیا؛ به جنگ مسلحانه با مسلمین روی آورده.
و شخصی كه با اختیار خود كرامت انسانی خویش را پای مال می نماید و خود را در حد یك حیوان درنده تنزل می دهد (حیوان از آن جهت كه زیر بار حق و منطق نرفته و درنده از این جهت كه به جنگ با مسلمین پرداخته) نباید انتظار داشته باشد كه اسلام برای او شرافت و ارزش قائل باشد.
برای چنین اشخاصی در دین چیزی به نام كمپ اسراء كه به راحتی بخورند و بخوابند در نظر نگرفته بلكه باید به عنوان مستخدم در اختیار مسلمین قرار گیرد و این حكم چندین فایده دارد:
1. موجب تنبیه و جریمه این اشخاص می گردد.
2. نگهداری آنها هزینه ای را برای حكومت اسلامی در بر ندارد.
3. در اثر معاشرت با مسلمین با فرهنگ و احكام اسلامی آشنا می شوند و لذا اغلب آنان در طول تاریخ مسلمان شده اند.
با این وجود راه های گوناگونی را برای آزادی آنها پیش بینی نموده.
برای مطالعه بیشتر ر . ك :
1- تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 6 (عربی) ج 12 (فارسی) ، ذیل آیت 116 تا 120 (سخنی درباره بردگی و بردگی گرفتن)
2- اسلام و مسأله آزادی , بردگی , موسوی زنجانی
3- از بردگی روم قدیم تا ماركسیسم , حجتی كرمانی
4- فرآورده های دینی , ناصر مكارم
5- برده داری در روم باستان , بیدار فكر
6- حقوق بشر, اسدالله مبشری
7- نگاهی به بردگی , محمد علی گرامی
8- بردگی در اسلام , صادق ایرجی

نکته: در توضیح بیشتر این سوالتون دوباره عرض کنم که نحوه رفتار با اسیر در بینش اسلام برخلاف رفتار دیروز و امروز غرب، رفتاری تکریمی است. امام علی(علیه السلام) به غلام خود «قنبر» می‏فرمود: «من از خدای خود شرم دارم که لباسی بهتر از تو بپوشم، زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‏فرمود: از آنچه خودتان می‏پوشید بر آنها بپوشانید و از آنچه خود می‏خورید به آنها غذا دهید.(بحارالانوار، ج74/144)
امام صادق(علیه السلام) می‏فرماید: «هنگامی که پدرم به غلامی دستور انجام کاری می‏داد ملاحظه می‏کرد اگر کار سنگینی بود بسم اللَّه می‏گفت و خودش وارد عمل می‏شد و به آنها کمک می‏کرد.» (همان/142)
در صدر اسلام پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در مورد مخاطب قرار دادن بردگان به مسلمانان توصیه فرمودند كه:
«هیچ كس در خطاب به بردگان خود، از كلمه «عبد» و «امه‏» استفاده نكند بلكه از كلمه «فتی‏» (جوانمرد) و «فتاة‏» استفاده كند.» (زبدة الاحکام/376)
در سراسر روایات اسلامی توصیه به استحباب آزادی بردگان و احسان به آنان است. و خداوند در قرآن كریم، احسان به بردگان را در كنار احسان به والدین و دیگر بستگان و ذوی الحقوق توصیه فرموده است.(نساء/36)
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) روزى مردى را سوار بر مركبش دید كه غلامش پشت سر او پیاده در حرکت بود. آن حضرت فرمود: «غلامت را هم سوار كن، او برادر تو است و روح او مثل روح تو». (به نقل از تاریخ بردگى، ص 74)
در دوران تربیت اسلامی که بردگان مسیر خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوی آزادی می‏پیمایند، اسلام برای احیای حقوق آنها اقدامات وسیعی کرده و شخصیت انسانی آنان را احیاء نموده است تا آنجا که از نظر شخصیت انسانی هیچ تفاوتی میان بردگان و افراد آزاد نمی‏گذارد و معیار ارزش را همان تقوا قرار می‏دهد بر این اساس به بردگان اجازه می‏دهد همه گونه پستهای مهم اجتماعی را عهده‏دار شوند، تا آنجا که بردگان می‏توانند مقام مهم قضاوت را بر عهده بگیرند.(شرایع الاسلام/کتاب القضاء)
اعتراض: اگر اینگونه است پس چرا این عده مانند برده ها دارای محدودیتهایی در زندگی هستند.
پاسخ: فراموش نشود که اینها انسانهایی مظلوم و بی گناه نیستند. اینان اسیران جبهه جنگند که اگر به دست غیر مسلمانها افتاده بودند الان یا اعدام شده بودند و یا در زندانهای تنگ و تاریک و در بدترین وضعیت زیستی مشغول دست و پنجه نرم کردن با مرگ بودند.
به غیر از تشویقهای فراوانی که اسلام برای آزادی اسیران دارد دستوراتی نیز برای رهایی آنها صادر کرده است: کفاره برخی گناهان شایع بین مردم (92/نساء،89/مائده،3/مجادله)؛ از راه قراردادی که با سرپرست خود می بندد.(33/نور) .


پرسشگر:

 بسیار ممنون بخاطر توضیحات مفیدتون.ولی برای من یه جای اشكالی است.خیلی از كسانی كه اسیر شدند اصلا قصد دشمنی با دین اسلام نداشتند و چون مسلمانان حمله كردند آن ها اسیر شدند.قصد خیلی از مسلمانان هم تبلیغ دین نبود نمونش هم خیلی واضحه.اكثر كسانی كه حمله می كردند دشمنان اهل بیت بودند.مادر امام زمان هم اصلا قصد دشمنی با اسلام نداشت و در كل می توانیم بگیم زنان كاری از دستشون در جنگ ها بر نمی آید(البته در زمان گذشته)و آن ها را اصلا در جنگ ها شركت نمی دادند.به نظر من مسلمانان بعد از تسخیر شهر هایی كه صلح نمیكردند زنان آن ها اسیر می كردند در صورتی كه ممكن بود آن زنان از جمله زنان پارسای زردشتی یا مسیحی بودند.


طلبه پاسخگو:

1- همانطور که دوستمون هم فرمودند باید دقت کنیم که این مسئله برای کفار محارب مطرح بوده است که بر ضد اسلام شمشیر می کشیدند.

2. برای ما رفتار و کردار مسلمانان و حتی فرمانروایان مسلمان در طول قرنها ملاک نیست. ملاک ما پیامبر خدا(ص) و معصومین(ع) هستند و اینکه بعض مسلمانان و فرمانروایان و جبارانی که بر مسلمین حکومت میکردند چگونه با اسرا رفتار مینمودند برای ما به هیچ وجه ملاک نیست. بلکه رفتار پیامبر و اهل بیت ملاک می باشد.در خیلی از احکام دین بعضی مسلمانان بر عکس دستور الهی عمل می کنند اما این دلیل بر این نیست که ما کل حکم را برداریم.
3.اسیر گرفتن آنها باعث میشد هم بی سرپرست نمانند و هم با فرهنگ اسلامی تربیت شوند. بخصوص که حقوق برده در اسلام بسیار بالاتر از حقوق برده در سایر مکاتب است


پرسشگر:

 منظورم اینه كه در اكثر حملات مسلمانان بعد از رحلت پیامبر قصد الهی منظور نبود و بیشتر قصد اسیر كردن زنان و غارت بود.و در این بین بسیاری از زنان پارسا را اسیر كردند.درست مثل صدام قصد داشت زنان پاك خوزستان را اسیر كند و به سربازانش بدهد.


طلبه پاسخگو:

بزرگوار لازم به ذکر است که کنیزان از دو راه به جامعه اسلامی به عنوان کنیز وارد می شدند
1- زنانی که در میدان های جنگ شرکت می کردند و اسیر می شدند. در قدیم در جنگ ها قبیله در جنگ در گیر بود ؛یعنی زنان و مردان و کودکان همگی اعضای میدان نبرد بودند . برای پیروزی بر طرف مقابل تلاش می کردند . سهم زنان کم تر از مردان نبود . وقتی یک طرف شکست می خورد، تمام مردان و زنان و کودکان و اموالی که در میدان بود ،به اسارت طرف مقابل در می آمد
2- زنانی که قبلا در جامعه غیر اسلامی اسیر و کنیز شده بودند . برده فروش ها آن ها را به جامعه اسلامی می آوردند و می فروختند.
در مورد گروه اول بر اساس تحلیلی که در مورد همه اسرای جنگی ارائه می شود ، می توان گفت بردگی آنان منطقی ترین گزینه در آن وضعیت بود ؛ در واقع لازم بود این زنان به نوعی در متن جامعه به خدمت گرفته می شدند تا زمینه اسلام آوردن آن ها فراهم گردد ؛ فرض کنید دولتی کافر به جامعه اسلامی حمله کرده و در نتیجه نبرد افرادی از سپاه دشمن به اسارت در آمدند ؛ تکلیف این عده چیست و حکومت اسلامی چگونه باید با آن ها برخورد کند؟
جواب از چند گزینه خارج نیست ؛
یا باید آن ها را از دم تیغ بگذراند ، یا در زندان اسیر کرده و یا آن ها را آزاد نماید ؛ اگر دقت کنیم همه این موارد دچار مشکلات عدیده ای است ؛ زندانی کردن اسرا علاوه بر همه مفاسدی که اصل قانون زندان در پی دارد، بار مالی سنگینی را بر دولت اسلامی تحمیل می کرد . جدای آن که با نیاز مالی بسیار مسلمانان در آن مقطع زمانی و کمبودهای فراوان و حجم زیاد اسرا این امر امکان پذیر نبود . کشتن همه اسرا هم نتایج مثبتی در پی نداشت، زیرا بسیاری از این افراد شناخت کاملی از اسلام نداشتند .چه بسا با آشنایی درست به اسلام می گرویدند .
به علاوه کشتن بیش تر افراد آثار و نتایج سوء فرهنگی و روانی در پی داشت که با فلسفه اسلام همخوانی نداشت . از طرف دیگر آزادی همه اسرا هم کاری بسیار نامعقول بود ، زیرا این افراد کسانی بودند که با اسلام و مسلمانان به جنگ برخاسته ، حتی برخی از آنان را کشته بودند . یقینا آزادی آن ها همان و بازگشت به آغوش کفار و آمادگی برای شرکت در نبرد بعدی همان ؛ پس ناچار لازم بود بدون آن که نگه داری آن ها هزینه و فشاری بر جامعه اسلامی وارد کند، این افراد در متن جامعه به نوعی وارد شوند که هم آثار مثبت اقتصادی و رفاهی برای جامعه در پی داشته باشند و هم زمینه آشنایی آن ها با حقایق اسلام و بستر میل وگرایش به اسلام در آن ها فراهم گردد . این همان قانون برده داری مورد امضا و تجویز اسلام بود که اعمال شد.
در ضمن قبلا ما عرض کردیم برای ما رفتار و کردار مسلمانان و حتی فرمانروایان مسلمان در طول قرنها ملاک نیست. ملاک ما پیامبر خدا(ص) و معصومین(ع) هستند و اینکه بعض مسلمانان و فرمانروایان و جبارانی که بر مسلمین حکومت میکردند چگونه با اسرا رفتار مینمودند برای ما به هیچ وجه ملاک نیست. بلکه رفتار پیامبر و اهل بیت ملاک می باشد.در خیلی از احکام دین بعضی مسلمانان بر عکس دستور الهی عمل می کنند اما این دلیل بر این نیست که ما کل حکم را برداریم.