تبلیغات 
(((پرسش ازشما و پاسخ ازما)))
با سلام به دوستان و سروران خوبم.
امیدوارم دروبلاگ بنده به مطالب ناب وخوبی برخورد کنید که برایتان مفیدباشد.
بنده آمادگی خود را اعلام می کنم که به سوالات دینی شما پاسخ دهم.
==============================================================
دوستان عزیز این وبلاگ به عنوان وبلاگ منتخب ، در خبرگزاری رسا قرار گرفت.
برای مشاهده، ایـــنـــجــا
را کلیک نمایید.
همچنین به عنوان وبلاگ منتخب درسایت روات حدیث پایگاه مستقل خبری تحلیلی حوزه دین قرار گرفت.
برای مشاهده ایــنــجــا کلیک نمایید.
پرسش:
ابراهیم دلشاد تنیانی منتظر الظهور:
با سلام خدمت استاد گرام و عزیز دلم
روایاتی که در باره ازدواج عمر با ام الکلثوم امده رو برسی کنید این روایات چقد صحیح و از لحاظ سندی محکم است؟؟یا آیا این روایات صحت داردذ؟؟؟ ایا حضرت امیر دختری به نام ام الکلثوم داشت یا نه؟؟؟
اخه چطور ممکنه یه بچه نابالغ رو به یه عقد یه پیر مرد در اوررند؟؟؟تازه در منابع تشیع هم امده است.
![]()
پاسخ:
با سلام و عرض ادب
در مورد این سوال شما عرض کنم که سه جواب داده شده است برای این مسئله:
1. برخى همچون رضى الدین حلى، علامه مقرّم، علامه باقر شریف القرشى و... اصل وجود دخترى به نام امّكلثوم را براى حضرت زهرا سلام الله علیها منكر شده و دلیلهاى متقنى براى آن ارائه كردهاند. كه ما نیز در این مقاله، در دفاع از این نظر، شواهد فراوان بیان كردهایم.
رضى الدین حلى از عالمان بزرگ شیعه در قرن هشتم هجرى در باره فرزندان امیر مؤمنان علیه السلام مىنویسد:
كان له ( علیه السلام ) سبعة وعشرون ذكرا وأنثى: الحسن، والحسین، وزینب الكبرى المكناة بأم كلثوم من فاطمة بنت رسول الله ( صلى الله علیه وآله )....
تعداد فرزندان علی علیه السلام از دختر و پسر بیست و هفت نفر است. حسن، حسین و زینب كبرى كه كنیه وى امّكلثوم است، همگى از فرزندان دخت گرامى رسول خدا صلى الله علیه وآله بودهاند.
الحلی، رضى الدین على بن یوسف المطهر، (متوفای705هـ)، العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص242، تحقیق: السید مهدى الرجائى، ناشر: مكتبة آیة الله المرعشى ـ قم، الطبعة الأولى، 1408 هـ.
برخى از دانشمندان سنى نیز فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها را فقط چهار نفر و یا سه نفر ذكر و هیچ نامى از امّكلثوم نبردهاند. صالحى شامى در سبل الهدى و الرشاد مىنویسد:
الثانی: فی ولده - رضی الله تعالى عنهم - له من الولد الحسن والحسین ومحسن وزینب الكبرى من فاطمة - رضی الله تعالى عنهم - وله أولاد من غیرها كثیرون.
فرزندان علی رضى الله عنه از فاطمه زهرا؛ حسن، حسین، محسن و زینب كبرى بود و از دیگر زنانش فرزندان زیادى داشت.
الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای942هـ)، سبل الهدى والرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 11، ص 288، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.
2. برخى دیگر، وقوع تعارض در روایات ازدواج را
دلیلى واضح براى بطلان مدعاى اهل سنت در باره این ازدواج مىدانند؛ از جمله شیخ
مفید رضوان الله تعالى علیه در دو رساله مجزا به نامهاى المسائل العُكبریة و
المسائل السرویة، و نیز سید ناصر حسین الهندى در كتاب افحام الأعداء والخصوم و آیت
الله میلانى و...
عدهاى
از دانشمندان شیعه و سنى با پذیرش اصل ازدواج، نكته دیگرى را مطرح كردهاند كه امّكلثوم
همسر عمر، دختر امیر مؤمنان علیه السلام نبود؛ بلكه دختر ابوبكر بوده است؛ از
جمله یحیى بن شرف نووى، مهمترین شارح صحیح مسلم در كتاب تهذیب الأسماء این مطلب را
نقل كرده و آیت الله مرعشى نجفى از عالمان شیعه در شرح احقاق الحق به این مطلب
تصریح كردهاند كه در ادامه مدرك و اصل سخن ایشان خواهد آمد.
بر خلاف ادعاى اهل سنت که این دختر را فرزند امیر مؤمنان از فاطمه زهرا معرفى کردهاند، در هیچ روایتى از روایات شیعیان به این مطلب اشاره نشده است که این دختر فرزند امیر مؤمنان از فاطمه زهرا (سلام الله علیهما) بوده است؛ و تنها به این نکته اشاره دارد که دخترى به نام امّكلثوم که در خانه امیر مؤمنان زندگى مىکرده، به ازدواج عمر (آنهم به زور) در آمده و امیر مؤمنان پس از مرگ عمر، او را به خانه خود برگردانده است.
بنابراین مىگوییم: ممکن است که این دختر فرزند امیر مؤمنان علیه السلام باشد؛ اما از دیگر همسران آن حضرت. در نتیجه این توجیه احساسى که وى فرزند فاطمه زهرا (س) بوده است نیز کارگر نخواهد شد.
یا این كه به احتمال زیاد و طبق اعتراف بزرگان اهل سنت، این دختر، ربیبه آن حضرت و دختر ابوبكر باشد.
برخى از عالمان اهل سنت اعتراف كردهاند كه امّكلثومى كه با عمر ازدواج كرده، دختر ابوبكر بوده نه دختر امیر مؤمنان علیه السلام.
محى الدین نووى، مهمترین شارح صحیح مسلم در کتاب تهذیب الاسماء مىگوید عمر با امّكلثوم دختر ابوبکر ازدواج کرده است!!!
أختا عائشة: اللتان أرادهما أبو بكر الصدیق، رضى الله عنه، بقوله لعائشة: إنما هما أخواك وأختاك، قالت: هذان أخواى، فمن أختاى؟ فقال: ذو بطن بنت خارجة، فإنى أظنها جاریة. ذكر هذه القصة فى باب الهبة من المهذب، وقد تقدم بیانهما فى أسماء الرجال فى النوع الرابع فى الأخوة، وهاتان الأختان هما أسماء بنت أبى بكر، وأم كلثوم، وهى التى كانت حملاً، وقد تقدم هناك إیضاح القصة، وأم كلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب، رضى الله عنه.
دو خواهر عائشه؛ همان دو نفرى كه مقصود ابوبكر صدیق! از سخنانش به عائشه بودند، كه به او گفت «دو برادرت و دو خواهرت (از من ارث مى برند)؛ عائشه گفت: این دو نفر برادران من هستند؛ اما دو خواهر من چه كسانى هستند (من كه یك خواهر بیشتر ندارم)؛ در پاسخ گفت: آن كسى كه در شكم دختر خارجه است؛ من گمان دارم كه او نیز دختر است؛ این ماجرا را در باب هبه كتاب مهذب آورده است.
و سخن در باره آن دو در اسماء الرجال در باب چهارم در خواهران گذشت؛ این دو خواهر، اسماء دختر ابوبكر و امّكلثوم دختر ابوبكر هستند؛ و او است كه در شكم مادرش بود؛ و در آنجا توضیح ماجرا گذشت؛ و همین امّكلثوم است كه عمر با او ازدواج كرده است.
النووی، أبو زكریا محیی الدین یحیى بن شرف بن مری (متوفای676 هـ)، تهذیب الأسماء واللغات، ج 2، ص630، رقم: 1224، تحقیق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1996م.
3. و اندیشهوران دیگرى، همچون سید مرتضى پاسخ دادهاند كه این ازدواج با زورگویى و تهدید عمر بن خطاب بوده است.
مرحوم كلینى رضوان الله تعالى علیه در كتاب كافى این روایات را نقل مىكند:
1. مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ لَمَّا خَطَبَ إِلَیْهِ قَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ إنها صَبِیَّةٌ قَالَ فَلَقِیَ الْعَبَّاسَ فَقَالَ لَهُ مَا لِی أَ بِی بَأْسٌ قَالَ وَمَا ذَاكَ قَالَ خَطَبْتُ إِلَى ابْنِ أَخِیكَ فَرَدَّنِی أَمَا وَاللَّهِ لَأُعَوِّرَنَّ زَمْزَمَ وَلَا أَدَعُ لَكُمْ مَكْرُمَةً إِلَّا هَدَمْتُهَا وَلَأُقِیمَنَّ عَلَیْهِ شَاهِدَیْنِ بِأَنَّهُ سَرَقَ وَلَأَقْطَعَنَّ یَمِینَهُ فَأَتَاهُ الْعَبَّاسُ فَأَخْبَرَهُ وَسَأَلَهُ أَنْ یَجْعَلَ الْأَمْرَ إِلَیْهِ فَجَعَلَهُ إِلَیْهِ.
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: زمانى كه عمر بن الخطاب از امّكلثوم خواستگارى كرد، امیرمؤمنان به او فرمود: امّكلثوم خردسال است. امام صادق مىفرماید: عمر با عباس ملاقات كرد و به او گفت: من چگونه ام، آیا مشكلى دارم؟ عباس گفت: تو را چه شده است؟ عمر گفت: از برادر زادهات دخترش را خواستگارى كردم، دست رد بر سینهام زد، قسم به خدا چشمه زمزم را پر خواهم كرد، هیچ كرامتى را براى شما نمىگذارم؛ مگر این كه آن را از بین ببرم، دو شاهد بر مىانگیزم كه او سرقت كرده و دستش را قطع خواهم كرد. عباس به به نزد امیرمؤمنان علیه السلام آمد، او را از ماجرا با خبر ساخت و از او درخواست كرد كه تصمیم در این باره را بر عهده او نهد، حضرت امیر نیز مسأله ازدواج را به عهده عباس گذاشت.
الكلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الكافی، ج 5 ص 346، ناشر: اسلامیه، تهران، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.
گویا از بین پاسخ هاى موجود، پاسخ اخیر كاملتر است؛ چرا كه از طرفى تمام روایات موجود در كتابهاى اهل سنت كه ازدواج دختر امیر مؤمنان علیه السلام را با خلیفه دوم ثابت مىكند، با اشكالات سندى مواجه و با تعارضها و تناقضهاى غیر قابل جمعى كه دارند، غیر قابل اعتماد هستند و از طرف دیگر در هیچ یك از روایات موجود در كتابهاى شیعه، تصریح نشده كه امّكلثوم دختر امیر مؤمنان از حضرت زهرا علیهما السلام باشد؛ بلكه ازدواج دخترى به نام امّكلثوم را كه در خانه امیر مؤمنان بوده ثابت مىكنند.
اعتراف اندیشمندى همچون نووى، برترین شارح صحیح مسلم كه گستردهترین و مهمترین كتاب فقهى شافعى نیز متعلق به او است، عامل مهم دیگرى است كه این دیدگاه را تقویت مىكند.
در این لینک می توانید مقاله ای مفصل در این زمینه را مطالعه کنید:
بررسی شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر
موفق باشید.
پرسش:
==============================================================
فیلا14 : سلام...
منظور از این حدیث معروف چیست؟؟
""من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه""
طبق این حدیث:
1.چه کنیم که امام زمان خود را بشناسیم؟
2.چه کنیم که شامل این گروه نشویم- یعنی با جهالت از دنیا نرویم؟!!
اگر شما صلاح میدونید این سوال رو پاسخ عمومی بدهید. ممنونم از شما بزرگوار
پاسخ:
=============================================================
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز

بهترین دلیل بر این كه نافرمانی حضرت آدم در برابر نهى مولوى خداوند(گناه)نبوده، این است كه بعد از آیه و عصى آدم ربه فغوى بلافاصله در قرآن مجید مى خوانیم: ثم اجتبه ربه فتاب علیه و هدى؛ سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و [وى را] هدایت كرد، (طه، آیه 122).
حال باید دقت کنیم که برگزیدگى شخصیتى از سوى خداوند نشانه مقام بلند اوست و اگر خطایى از او سر زده در حد گناه و از بین رفتن عصمت نبوده در صورتى كه اگر نافرمانى در برابر دستور مولوى و قانونى بود، از ظلم هایى است كه با مقام پیامبرى سازگار نیست، همانطور كه درداستان حضرت ابراهیم(ع) خداوند به طور كلى فرموده است لاینال عهدى الظالمین؛ پیمان [= امامت و پیامبرى] من به بیدادگران نمىرسد»، (بقره، آیه124).
در مورد سایر انبیاء هم به همین ترتیب بوده مثلاً حضرت یونس مرتكب حرام و ترك تكلیف مولوى نشده بلكه كار ایشان ترك اولى بوده و آن «عجله كردن در ترك قوم» و عدم صبورى لایق به مقام نبوت است. این ترك اولى از پیامبر باعث شد در همان راهى بیافتد تا متنبه نسبت به ترك اولى بشود، و از سوى دیگر صبور شود و خدا را بخواند و خداوند دوباره ایشان را به سوى قومش برگرداند و مشغول راهنمائى مردم شد.
اگر هم می بینیم که توبه کردند و ... بخاطر این است که چون مقام اینها خیلی بالاست ترک اولی برای اینها خطایی است که باید طلب عفو کنند و حال همچین خطاهایی برای دیگران چیزی نیست.
ان شالله که با این توضیح مسئله برایتان جا افتاده باشه و اگر باز هم سوالی بود و یا دیگر دوستان هم نکته ای داشتند در نظرات استفاده می کنیم.






1. چون خدا ما را آفریده باید او را بپرستیم.
2. چون خلقت ما اختیاری نبوده پس لازم نیست خدا را
به خاطر كاری كه از او نخواسته ایم عبادت كنیم.
3. آیا نفع عبادت به ما می رسد
یا به خدا؟
-------------------------------------------------------------------------------------------------------







