تبلیغات
(( طلبه پاسخگو ))

((بسم الله الرحمن الرحیم))

(((پرسش ازشما و پاسخ ازما))) 

با سلام به دوستان و سروران خوبم. 

امیدوارم دروبلاگ بنده به مطالب ناب وخوبی برخورد کنید که برایتان مفیدباشد.

 بنده آمادگی خود را اعلام می کنم که به سوالات دینی شما پاسخ دهم. 

==============================================================

دوستان عزیز این وبلاگ به عنوان وبلاگ منتخب ، در خبرگزاری رسا قرار گرفت.
برای مشاهده، ایـــنـــجــا را کلیک نمایید.

همچنین به عنوان وبلاگ منتخب درسایت روات حدیث پایگاه مستقل خبری تحلیلی حوزه دین قرار گرفت.

برای مشاهده  ایــنــجــا  کلیک نمایید.

===============================================================
اطلاعیه
به زودی ان شالله این وبلاگ تبدیل به سایت خواهد شد تا ان شالله خدمات بهتر و بیشتری برای دوستان داشته باشیم.





برچسب ها: پاسخگویی، پاسخگویی به شبهات، بحث مستقیم، ایمیل طلبه پاسخگو، سوال و جواب، پست الکترونیکی پاسخگو، سوالات اعتقادی، طلبه، سوال به صورت خصوصی، سوال به صورت عمومی، وبلاگ طلبه پاسخگو، طرح جواب به شبهات، شبهات جوانان، پرسشگری، مذهب، دین، پاسخ به سوالات دینی، شبهات دینی، وبلاگ پاسخ به شبهات دینی، پاسخ به شبهات اینترنتی، مباحث اعتقادی، شبهات اینترنی، پاسخگو، روحانی، طلبه پاسخگو، سولات دینی، شبهه، دفاع از اسلام، سوال داری بیا تو، دفاع از دین، شبه، شبهات، سوال،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 اسفند 1389 توسط طلبه پاسخگو

پرسش:

ابراهیم دلشاد تنیانی منتظر الظهور:

با سلام خدمت استاد گرام و عزیز دلم

روایاتی که در باره ازدواج عمر با ام الکلثوم امده رو برسی کنید این روایات چقد صحیح و از لحاظ سندی محکم است؟؟یا آیا این روایات صحت داردذ؟؟؟ ایا حضرت امیر دختری به نام ام الکلثوم داشت یا نه؟؟؟

اخه چطور ممکنه یه بچه نابالغ رو به یه عقد یه پیر مرد در اوررند؟؟؟تازه در منابع تشیع هم امده است.

                           

پاسخ:

با سلام و عرض ادب

در مورد این سوال شما عرض کنم که سه جواب داده شده است برای این مسئله:

1. برخى همچون رضى الدین حلى، علامه مقرّم، علامه باقر شریف القرشى و... اصل وجود دخترى به نام امّ‌كلثوم را براى حضرت زهرا سلام الله علیها منكر شده و دلیل‌هاى متقنى براى آن ارائه كرده‌اند. كه ما نیز در این مقاله، در دفاع از این نظر، شواهد فراوان بیان كرده‌ایم.

رضى الدین حلى از عالمان بزرگ شیعه در قرن هشتم هجرى در باره فرزندان امیر مؤمنان علیه السلام مى‌نویسد:

كان له ( علیه السلام ) سبعة وعشرون ذكرا وأنثى: الحسن، والحسین، وزینب الكبرى المكناة بأم كلثوم من فاطمة بنت رسول الله ( صلى الله علیه وآله )....

تعداد فرزندان علی علیه السلام از دختر و پسر بیست و هفت نفر است. حسن، حسین و زینب كبرى كه كنیه وى امّ‌كلثوم است، همگى از فرزندان دخت گرامى رسول خدا صلى الله علیه وآله بوده‌اند.

الحلی، رضى الدین على بن یوسف المطهر، (متوفای705هـ)، العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص242، تحقیق: السید مهدى الرجائى، ناشر: مكتبة آیة الله المرعشى ـ قم، الطبعة الأولى، 1408 هـ.

برخى از دانشمندان سنى نیز فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها را فقط چهار نفر و یا سه نفر ذكر و هیچ نامى از امّ‌كلثوم نبرده‌اند. صالحى شامى در سبل الهدى و الرشاد مى‌نویسد:

الثانی: فی ولده - رضی الله تعالى عنهم - له من الولد الحسن والحسین ومحسن وزینب الكبرى من فاطمة - رضی الله تعالى عنهم - وله أولاد من غیرها كثیرون.

فرزندان علی رضى الله عنه از فاطمه زهرا؛ حسن، حسین، محسن و زینب كبرى بود و از دیگر زنانش فرزندان زیادى داشت.

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای942هـ)، سبل الهدى والرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 11، ص 288، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.

2.  برخى دیگر، وقوع تعارض در روایات ازدواج را دلیلى واضح براى بطلان مدعاى اهل سنت در باره این ازدواج مى‌دانند؛ از جمله شیخ مفید رضوان الله تعالى علیه در دو رساله مجزا به نام‌هاى المسائل العُكبریة و المسائل السرویة، و نیز سید ناصر حسین الهندى در كتاب افحام الأعداء والخصوم و آیت الله میلانى و...
عده‌اى از دانشمندان شیعه و سنى با پذیرش اصل ازدواج، نكته دیگرى را مطرح كرده‌اند كه امّ‌كلثوم همسر عمر، دختر امیر مؤمنان علیه السلام نبود؛‌ بلكه دختر ابوبكر بوده است؛ از جمله یحیى بن شرف نووى، مهمترین شارح صحیح مسلم در كتاب تهذیب الأسماء این مطلب را نقل كرده و آیت الله مرعشى نجفى از عالمان شیعه در شرح احقاق الحق به این مطلب تصریح كرده‌اند كه در ادامه مدرك و اصل سخن ایشان خواهد آمد.

بر خلاف ادعاى اهل سنت که این دختر را فرزند امیر مؤمنان از فاطمه زهرا معرفى کرده‌اند، در هیچ روایتى از روایات شیعیان به این مطلب اشاره نشده است که این دختر فرزند امیر مؤمنان از فاطمه زهرا (سلام الله علیهما) بوده است؛ و تنها به این نکته اشاره دارد که دخترى به نام امّ‌كلثوم که در خانه امیر مؤمنان زندگى مى‌کرده، به ازدواج عمر (آنهم به زور) در آمده و امیر مؤمنان پس از مرگ عمر، او را به خانه خود برگردانده است.

بنابراین مى‌گوییم: ممکن است که این دختر فرزند امیر مؤمنان علیه السلام باشد؛ اما از دیگر همسران آن حضرت. در نتیجه این توجیه احساسى که وى فرزند فاطمه زهرا (س) بوده است نیز کارگر نخواهد شد.

یا این كه به احتمال زیاد و طبق اعتراف بزرگان اهل سنت، این دختر، ربیبه آن حضرت و دختر ابوبكر باشد.

برخى از عالمان اهل سنت اعتراف كرده‌اند كه امّ‌كلثومى كه با عمر ازدواج كرده، دختر ابوبكر بوده نه دختر امیر مؤمنان علیه السلام.

محى الدین نووى، مهمترین شارح صحیح مسلم در کتاب تهذیب الاسماء مى‌گوید عمر با امّ‌كلثوم دختر ابوبکر ازدواج کرده است!!!

أختا عائشة: اللتان أرادهما أبو بكر الصدیق، رضى الله عنه، بقوله لعائشة: إنما هما أخواك وأختاك، قالت: هذان أخواى، فمن أختاى؟ فقال: ذو بطن بنت خارجة، فإنى أظنها جاریة. ذكر هذه القصة فى باب الهبة من المهذب، وقد تقدم بیانهما فى أسماء الرجال فى النوع الرابع فى الأخوة، وهاتان الأختان هما أسماء بنت أبى بكر، وأم كلثوم، وهى التى كانت حملاً، وقد تقدم هناك إیضاح القصة، وأم كلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب، رضى الله عنه.

دو خواهر عائشه؛ همان دو نفرى كه مقصود ابوبكر صدیق! از سخنانش به عائشه بودند، كه به او گفت «دو برادرت و دو خواهرت (از من ارث مى برند)؛ عائشه گفت: این دو نفر برادران من هستند؛ اما دو خواهر من چه كسانى هستند (من كه یك خواهر بیشتر ندارم)؛ در پاسخ گفت: آن كسى كه در شكم دختر خارجه است؛ من گمان دارم كه او نیز دختر است؛ این ماجرا را در باب هبه كتاب مهذب آورده است.

و سخن در باره آن دو در اسماء الرجال در باب چهارم در خواهران گذشت؛ این دو خواهر، اسماء دختر ابوبكر و امّ‌كلثوم دختر ابوبكر هستند؛ و او است كه در شكم مادرش بود؛ و در آنجا توضیح ماجرا گذشت؛ و همین امّ‌كلثوم است كه عمر با او ازدواج كرده است.

النووی، أبو زكریا محیی الدین یحیى بن شرف بن مری (متوفای676 هـ)، تهذیب الأسماء واللغات، ج 2، ص630، رقم: 1224، تحقیق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1996م.

3.  و اندیشه‌وران دیگرى، همچون سید مرتضى پاسخ داده‌اند كه این ازدواج با زورگویى و تهدید عمر بن خطاب بوده است.

مرحوم كلینى رضوان الله تعالى علیه در كتاب كافى این روایات را نقل مى‌كند:

1. مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ لَمَّا خَطَبَ إِلَیْهِ قَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ إنها صَبِیَّةٌ قَالَ فَلَقِیَ الْعَبَّاسَ فَقَالَ لَهُ مَا لِی أَ بِی بَأْسٌ قَالَ وَمَا ذَاكَ قَالَ خَطَبْتُ إِلَى ابْنِ أَخِیكَ فَرَدَّنِی أَمَا وَاللَّهِ لَأُعَوِّرَنَّ زَمْزَمَ وَلَا أَدَعُ لَكُمْ مَكْرُمَةً إِلَّا هَدَمْتُهَا وَلَأُقِیمَنَّ عَلَیْهِ شَاهِدَیْنِ بِأَنَّهُ سَرَقَ وَلَأَقْطَعَنَّ یَمِینَهُ فَأَتَاهُ الْعَبَّاسُ فَأَخْبَرَهُ وَسَأَلَهُ أَنْ یَجْعَلَ الْأَمْرَ إِلَیْهِ فَجَعَلَهُ إِلَیْهِ.

هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل مى‌كند كه آن حضرت فرمود: زمانى كه عمر بن الخطاب از امّ‌كلثوم خواستگارى كرد، امیرمؤمنان به او فرمود: امّ‌كلثوم خردسال است. امام صادق مى‌فرماید: عمر با عباس ملاقات كرد و به او گفت: من چگونه ام، آیا مشكلى دارم؟ عباس گفت: تو را چه شده است؟ عمر گفت: از برادر زاده‌ات دخترش را خواستگارى كردم، دست رد بر سینه‌ام زد، قسم به خدا چشمه زمزم را پر خواهم كرد، هیچ كرامتى را براى شما نمى‌گذارم؛ مگر این كه آن را از بین ببرم، دو شاهد بر مى‌انگیزم كه او سرقت كرده و دستش را قطع خواهم كرد. عباس به به نزد امیرمؤمنان علیه السلام آمد، او را از ماجرا با خبر ساخت و از او درخواست كرد كه تصمیم در این باره را بر عهده او نهد، حضرت امیر نیز مسأله ازدواج را به عهده عباس گذاشت.

الكلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الكافی، ج 5 ص 346، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

گویا از بین پاسخ هاى موجود، پاسخ اخیر كامل‌تر است؛ چرا كه از طرفى تمام روایات موجود در كتاب‌هاى اهل سنت كه ازدواج دختر امیر مؤمنان علیه السلام را با خلیفه دوم ثابت مى‌كند، با اشكالات سندى مواجه و با تعارض‌ها و تناقض‌هاى غیر قابل جمعى كه دارند، غیر قابل اعتماد هستند و از طرف دیگر در هیچ یك از روایات موجود در كتاب‌هاى شیعه، تصریح نشده كه امّ‌كلثوم دختر امیر مؤمنان از حضرت زهرا علیهما السلام باشد؛ بلكه ازدواج دخترى به نام امّ‌كلثوم را كه در خانه امیر مؤمنان بوده ثابت مى‌كنند.

اعتراف اندیشمندى همچون نووى، برترین شارح صحیح مسلم كه گسترده‌ترین و مهمترین كتاب فقهى شافعى نیز متعلق به او است، عامل مهم دیگرى است كه این دیدگاه را تقویت مى‌كند.

در این لینک می توانید مقاله ای مفصل در این زمینه را مطالعه کنید:

     بررسی شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر

موفق باشید.





طبقه بندی: سوالات تاریخی، 
برچسب ها: ازدواج عمر با ام الکلثوم، ام کلثوم، ازدواج عمر، شبهات ازدواج عمر با امکلثوم، ایا حضرت امیر دختری به نام ام الکلثوم داشت؟، اصل وجود دخترى به نام امّ‌كلثوم، فرزندان امیر مؤمنان علیه السلام، تعداد فرزندان علی علیه السلام، دانشمندان سنى، تعارض در روایات ازدواج عمر با ام کلثوم، ام کلثوم دختر ابوبکر، ازدواج ام کلثوم با زورگویى و تهدید عمر بن خطاب بوده، ازدواج خلیف دوم، فضایل عمر، ظلم عمر در حق اهل بیت، بررسی شبه ازدواج عمر با ام کلثوم، ازدواج های زوری، مظلومیت خاندا حضرت علی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مهر 1391 توسط طلبه پاسخگو

پرسش:

==============================================================

فیلا14 :  سلام...
منظور از این حدیث معروف چیست؟؟
""من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه""
طبق این حدیث:
1.چه کنیم که امام زمان خود را بشناسیم؟

2.چه کنیم که شامل این گروه نشویم- یعنی با جهالت از دنیا نرویم؟!!
اگر شما صلاح میدونید این سوال رو پاسخ عمومی بدهید. ممنونم از شما بزرگوار



پاسخ:

=============================================================

سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز

مقصود از حدیث:
عرض کنم خدمت شما که منظور از حدیث این می باشد، کسی که امام زمان خودش رو نشناسد با اینکه ممکن است مسلمان هم باشد اما چون نسبت به مقام امام شناخت ندارد اگر با این حالت از دنیا برود به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است؛ یعنی آن معرفت و شناخت کامل به امام زمان عج رو ندارد.و این جاهلیت ممکن است مثل جاهلیت زمان قبل از اسلام باشد که کافر بودند و روایت هم در موید آن می باشد و ممکن است جاهلیت در حد معرفت کم و ضعیف هم باشد.
یعنی شناخت امام زمان تا این حد لازمه؟
بله. ما در دعایی که از طرف اهل بیت بسیار سفارش شده که بخوانیم این عبارت رو میبینیم "اللهم عرفنی حجتک فإنک إن لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی"
(خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را نشناسم از دین خود گمراه میشوم)
امام زمان حجت خداوند بر روی زمین است و هدایتگر خلق بسوی خداوند. در زمان هر یک از ائمه آنها مصداق امام زمان امت خویش بودند و چه بسیار کسانی که ادعای مسلمانی داشتند اما بخاطر نشناختن مقام امام در مقابل او ایستادند واز راه حقیقی گمراه شدند.
خب حالا میرسیم به این سوال که باید چطور نسبت به امام زمان شناخت حاصل کرد و آیا اصلا شناخت امام برای ما امکان دارد یا نه؟
برای پاسخ به این سوال باید این مطلب رو یاد آوری کنم که شناخت امام به دو صورت است یکی شناخت تاریخی یا همان شناسنامه ای حضرت که بدانیم نامشان،کنیه شریفشان، سن  و....چیست و چقدر است.و دیگر اینکه شناخت مقام امام میباشد که بدانیم امام دارای چه جایگاهی در عالم می باشند که مهترین شناخت همین مورد است.
 مطمئناً این شناخت باید عملاً موجب تفکیک اعتقادات هر مومنی از بقیه انسانها گردد، یعنی این شناخت باید عملاً فرد را از زمره دیگران جدا کند، و او را به مسیری دلالت کند که صراط مستقیم خداوند است، و همان راهی است که در پس آن شناخت درست و صحیح خدای تعالی است!
نهایتاً اینکه بدانی امام کیست ، وظیفه اش چیست ، دارای چه شئونی است ، عوامل رضا و سخطش چیست، راه کسب علم او کجاست، چگونه میتوان به او محبت داشت، چگونه میتوان طوق خدمت گذاری به ساحت مقدسش را به گردن آویخت، و این که طعم محبتش را چشیده با تمام وجود او را دوست داشته باشی، همواره فرمان او را بر تمامی امور مقدم بداری، همه دارایی های خود را سرمایه ای برای خدمت به او قلمداد کنی، خلاصه اینکه وصله ای از امام زمانت شوی!
اینها همه از مصادیق شناخت امام زمان علیه السلام است و اگر اینگونه شدی، تازه معرفت واقعی خداوند را در درون خویش پیدا کرده و پرورش میدهی !
ان شالله همگی ماها به این شناخت و معرفت از امام منجی برسیم.
دوستان هم اگر نکته ای داشتند در نظرات از مطالبشون استفاده خواهیم کرد.




طبقه بندی: مهدویت، 
برچسب ها: مقصود از حدیث، هدایتگر خلق، اصلا شناخت امام برای ما امکان دارد یا نه؟، شناخت تاریخی، شناخت مقام امام، جایگاه امام در عالم، رضایت امام، چگونه میتوان به او محبت داشت، خدمت به امام، معرفت واقعی، اهل بیت، مصادیق شناخت امام زمان، امام کیست، شناخت درست، اللهم عرفنی حجتک، چه کنیم که شامل این گروه نشویم امام، معرفت، محبت، شناخت، مرگ جاهلیت، امام زمان، حجت خدا در زمین، شناخت امام، راههای شناخت امام، مقام امام، من مات ولم یعرف امام زمانه...، صراط مستقیم، وظیفه ما در مقابل امام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 شهریور 1391 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
------------------------------------------------------------------------------------------------------
عرفان
بسمه تعالی
اگر می شود در مورد عصمت پیامبرانی که ترک اولی کردند توضیح دهید من عقاید امامیه آیت الله سبحانی را در مورد این بحث تقریبا خوندم و بعضی مقالات سایت آیت الله مکارم رو در مورد عصمت پیامبران ولی باز دلم آروم نمی گیره و نمی تونم عصمت مخصوصا حضرت آدم ع را برای خودم جا بیاندازم و بقیه هم خیلی سخت مورد پذیرشم قرار گرفت لطفا با عنایت خدا این مساله را برایم حل کنید.
جواب را هم برایم به ایمیلم بفرستید و هم در وبلاگتان شرح دهید.
با تشکر و به امید ظهور حضرت امام زمان عج.

پاسخ:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و عرض ادب
ممنونم از حضور شما در وبلاگم و مطرح کردن این سوال خوب.
عرض کنم که دستورات الهی دو دسته هستند که یک دسته آنها مولوی است یعنی تكلیف‏ آور است و خداوند جدا خواستار انجام آن است و براى انجامش پاداش و در مقابل ترك آن عذاب قرار داده.
یک دسته هم ارشادی هستند یعنی در حقیقت تكلیفى از ناحیه پروردگار نیست و انجامش واجب نیست که ترک آن مخالفت امر الهی باشد تا گناهی بخاطر عدم انجامش نوشته شود.
پس وقتی تکلیفی نیست گناهی هم نیست تا به عصمت حضرت آدم(ع)یا دیگر پیامبران لطمه ای بزند.
در مورد جا افتادن بیشتر ترک اولی مثالی بزنم.ببینیدخواندن نماز مستحبی یا تشییع جنازه امری مطلوب و پسندیده است ولی جلسة علمی كه در آن معارف الهی بیان می شود، مهم تر از آن دو است. پرداختن به نماز مستحبی كه باعث ترك نمودن جلسة علمی گردد، ترك اولی است.
حالا در ممورد حضرت آدم هم همینطور هست و ایشان بهتر بود که از درخت ممنوعه نمی خورد ولی خوردنش هم گناهی براش نبوده است.

بهترین دلیل بر این كه نافرمانی حضرت آدم در برابر نهى مولوى خداوند(گناه)نبوده، این است كه بعد از آیه و عصى آدم ربه فغوى بلافاصله در قرآن مجید مى‏ خوانیم: ثم اجتبه ربه فتاب علیه و هدى؛ سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و [وى را] هدایت كرد، (طه، آیه 122).


  حال باید دقت کنیم که برگزیدگى شخصیتى از سوى خداوند نشانه مقام بلند اوست و اگر خطایى از او سر زده در حد گناه و از بین رفتن عصمت نبوده  در صورتى كه اگر نافرمانى در برابر دستور مولوى و قانونى بود، از ظلم‏ هایى است كه با مقام پیامبرى سازگار نیست، همانطور كه درداستان حضرت ابراهیم(ع) خداوند به طور كلى فرموده است لاینال عهدى الظالمین؛ پیمان [= امامت و پیامبرى] من به بیدادگران نمى‏رسد»، (بقره، آیه124).


در مورد سایر انبیاء هم به همین ترتیب بوده مثلاً حضرت یونس مرتكب حرام و ترك تكلیف مولوى نشده بلكه كار ایشان ترك اولى بوده و آن «عجله كردن در  ترك قوم» و عدم صبورى لایق به مقام نبوت است. این ترك اولى از پیامبر باعث شد در همان راهى بیافتد تا متنبه نسبت به ترك اولى  بشود، و از سوى دیگر صبور شود و خدا را بخواند و خداوند دوباره ایشان را به سوى قومش برگرداند و مشغول راهنمائى مردم شد.


اگر هم می بینیم که توبه کردند و ... بخاطر این است که چون مقام اینها خیلی بالاست ترک اولی برای اینها خطایی است که باید طلب عفو کنند و حال همچین خطاهایی برای دیگران چیزی نیست.


ان شالله که با این توضیح مسئله برایتان جا افتاده باشه و اگر باز هم سوالی بود و یا دیگر دوستان هم نکته ای داشتند در نظرات استفاده می کنیم.






طبقه بندی: پرسش و پاسخ قرآنی،  كلام جدید، 
برچسب ها: گناه حضرت آدم، ترک اولی چیست، ترک اولی، امر مولوی، امر ارشادی، دستورات الهی، معصیت الهی، اواع اوامر الهی، خوردن از درخت انگور، آدم و حوا، علت عذاب آدم، عصمت، عصمت انبیاء، عصمت حضرت آدم، عصمت حضرت یونس، عصمت پیامبران، درخت گندم، درخت ممنوعه، نهی ارشادی و مولوی، لاینال عهدى الظالمین، م اجتبه ربه فتاب علیه و هدى، و عصى آدم ربه فغوى، علت رانده شدن حضرت آدم، بهشت حضرت آدم، هبوط آدم، تعریف عصمت، انواع عصمت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
انزجار
:سلام.ممنون بابت جوابتون
ببخشید که دوباره مزاحم میشم
این که فرمودید بعضی از مراجع کراوات رو حروم اعلام کردن کاملا درست ، اما هرکاری کردم دلیلش رو نتونستم قبول کنم.یعنی واقعا دلیلش همینه؟ فقط به خاطر شباهت به غربی ها؟آخه مگه میشه؟میدونم که در قرآن آیه ای در مورد این موضوع هست(یعنی این که نباید خودمون رو شبیه کفار کنیم)
الان همه ی دنیا دارن کراوات میزنن و دیگه فقط غربی ها نیستن که این کار رو میکنن.بعدش هم ، به نظر شما صفت کفار برای غربی ها کاملا درسته؟
بالاخره همونا هم دین دارن.حالا هرچقدر هم که منحرف شده باشن ولی بازم خدا رو که می پرستن.این طور نیست؟
به نظرم اگه عمل کردن به اون آیه به این معنی باشه که نباید از کراوات استفاده کنیم ، بهتره به جاش رابطه مون رو با کفار قطع کنیم.فکر کنم این واجب تر باشه.
ببخشید اگه پرحرفی کردم.این حرفا و سوال ها ذهنمو پر کرده و متاسفانه کسی هم تا حالا جواب درست حسابی بهش نداده.
یا علی مدد
پاسخ:
---------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
در ابتدا حلول ماه مبارک رو خدمت همگی تبریک عرض میکنم و ان شالله بتونیم کمال استفاده را ببریم.دعای گوی ما هم باشید علی الخصوص در شب های مقدس قدر.
اما در مورد سوال:ببینید بزرگوار
ایراد صرفاً در غربی بودن آن نیست. امروزه نه تنها کت و شلوار، بلکه بسیاری از لوازم مصرفی ما تولید غرب است و در صنایع مادر یا صنایع کوچک‌تر نیز بسیاری از لوازم یا قطعات تولید غرب است و چرخه‌ی صنایع مانند حلقات یک زنجیر به هم پیوسته است و گاه انفکاک و انقطاع مطلق نه معقول است و نه مقرون به صرفه و نه ممکن. بلکه موضوع این است که کراوات یک علامت و یک مظهر است و  اسلام به مؤمنین و مسلمانان می‌فرماید که خود را شبیه کفار نکنید.
کراوات، ریشه در دوره‌ی حکومت کلیسا دارد و پس از جنگ‌های صلیبی و سقوط دولت عثمانی و سایر کشورهای اسلامی، به اجبار و به تبلیغ به فرهنگ مسلمانان تحمیل شد.
در آن دوره حکومت در اختیار مسیحی‌ها و کلیسا بود و قدرت نیز در دست «کروات‌ها» بود که مانند جنگ «صرب‎ها» و« کروات‌ها» علیه مسلمانان «بوسنی هرزگوین»، در آن موقع نیز جنایات بی‌شماری علیه مسلمانان و اساساً غیر مسیحی‌ها به راه انداختند و کروات‌ها [در یوگسلاوی سابق و ...] نقش بسیار مهمی در این جنگ‌ها داشتند.
در آن دوره، مردم را مجبور کردند که به میل و یا با اجبار (و از ترس کشته شدن یا آسیب‌دیدن به عنوان غیر مسیحی یا مخالف)، صلیب به گردن خود آویزان کنند. این صلیب، کم‌کم و به ویژه پس از رنساس که مردم مسیحی بودند، اما حکومت‌های ضد کلیسا و مسیحیت قدرت را در دست گرفتند، به شکل «کراوات» درآمد و پس از مدت کوتاهی نیز به «پاپیون» تبدیل شد، تا هم مستقیماً صلیب نباشد و هم اعتقاد و گرایش دینی مسیحیان را پاسخگو باشد و پس از آن به عنوان سمبل «مدرنی، شیکی و گرایش به غرب» به همگان تحمیل شد و توسط عمالی چون آتاتورک (یا آتاترک) در ترکیه، رضاخان در ایران و شیوخ وابسته در کشورهای عربی به بلاد اسلامی تحمیل گردید و سپس با تبلیغات گسترده‌ی مستقیم و غیر مستقیم القا کردند که هر کس کروات بزند، لابد انسان فرهیخته، با فرهنگ و با شخصیتی است و هر کس نزند، لابد انسانی لاابالی است.
البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی این فرهنگ حتی در میان شخصیت‌ها و سیاستمداران غربی نیز شکسته شد، اما هنوز استعمال و بر آن اصرار می‌شود.

لذا نه تنها لزومی ندارد که یک مسلمان و یک ایرانی، صلیب و علامت مسیحیان و غربی‌ها را به گردن خود آویزان نماید و خود را به شکل آنان درآورد - به ویژه آن که امروزه کراوات به غیر از علامت صلیب مسیحیت، علامت غرب‌زدگی نیز می‌باشد – بلکه مسلمان نباید ذلیل باشد و چنین علامتی را به عنوان غربزدگی، یا شیکی یا هر عنوان دیگری از گردن خود آویزان نماید. یک مسلمان خودش انسان و علامت خدا، ایمان و اسلام است و نباید خود را به ابزار زنده و متحرک تبلیغاتی دشمنان خود مبدل نماید.

«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» (آل عمران، 139)
و سست نشوید، و اندوهگین نباشید و شما برترید، اگر مؤمن باشید.
«فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ یَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ» (محمد ص، 35
پس شما مسلمانان سست نشوید، و مشركین را (با کوتاه آمدن، همسویی، هم‌رنگی و ...) به مسالمت دعوت مكنید در حالى كه شما پیروز و دست بالائید و خدا با شما است و هرگز پاداش اعمالتان را كم نمى ‏كند.
من خیلی غصه می خورم وقتی میبینم که یک ایرانی با هویت اصیل خود مثلا در عروسی کروات زده و با افتخار هم سر بلند می کند.خوب چرا؟ مگر تو خودت اصالت نداری جوان؟ چرا فکر میکنی مثل غرب پوشیدن برای تو باعث سرافرازیه؟




طبقه بندی: فلسفه احکام، 
برچسب ها: فلسفه احکام، چرا گروات حرام است؟، کروات در اسلام، فلسفه حرام بودن کروات، فرهنگ غرب، تقلید از غرب، تشبه به کفار، كراوات، لباس شهرت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 تیر 1391 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فداییان امام خامنه ای سعید:سلام حاجی اجرکم عندالله
باتشکر ازوبلاگ خیلی خوبتون میخواستم خواهش کنم اگه براتون مقدور درباره ی وظیفیه ی شیعیان و محبان امام زمان (اروحنافداه) در دوره ی غیبتایشان یکم مطلب بذارید و اینکه چرا پیروی از حضرت آقا در مسائل ضروری است.
البته این سوال من نیست سوال برخی از دوستان است
فرج آقا و سلامتی نائب بر حقش
یا علی مدد

پاسخ:
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام و عرض ادب
خواهش میکنم دوست عزیز لطف دارید شما.
سوال خوبیست،متاسفانه ماها کمتر احساس وظیفه می کنیم و فکر میکنیم همین که مذهبی باشیم و نماز بخوانیم کفایت می کند و دیگر هیچ کاری برای حضرت نمی کنیم و توقع داریم با این حال حضرت رو ببینیم و یا ایشان از ما راضی هم باشند.
برای رضایت حضرت  باید وظیفه خودمان را در عصر غیبت به نحو احسن انجام بدیم.
اولین وظیفه ما در قبال امام زمان دعا برای ایشان هست.
ائمه هدی علیهم السلام هم دایمابر این موضوع مهم تاکید داشته اند. امام صادق (ع ) دعایی به « زراره »یاد داده و می فرمایند : « ... اگر زمان غیبت را درك كردی چنین دعا كن : اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف حجتك . اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی » (منتخب الاثر ـ آیت الله صافی گلپایگانی حدیث 1 ص 501 ـ به نقل از غیبت نعمانی كافی كمال الدین ) همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات به انها اشاره شده خصوصا دعای معروف « اللهم كن لولیك الحجه ابن الحسن ... »كه در بین شیعیان معروف و مشهور است .
اگر بخواهیم اشاره ای به برخی از مهمترین وظایف شیعیان در عصر غیبت بکنیم می توانیم به اینها اشاره کنیم:
1. انجام وظایف عبادیمان به عنوان یک پیرو برای امام عصر، یعنی ترک معاصی و انجام واجبات، یعنی رفتن به راهی که امامان از ما خواسته اند.
2. دومین وظیفه، کسب معارف اسلام و شناخت اصولی دین اسلام و مکتب اهل بیت و نزدیک شدن به امام زمان از نظر فکری و عقیدتی.
3. در مرحله بعد هم تبلیغ برای دین اسلام و شناساندن معارف اسلام و شناساندن اهل بیت و جایگاه آنها در دین اسلام به همه مردم جهان، به گونه ای که کام تشنگان معارف و حقایق الهی سیراب گردیده و در انتظار ظهور آن منجی امتها باشند و ظهورش را طلب کنند.
4. زمینه سازی برای ظهور آن حضرت، یعنی در مرحله اول خودمان را برای آمدن ایشان آماده کنیم، به گونه ای که وقتی ظهورش را از خداوند می خواهیم، این طلب ما از ته دل باشد و واقعا آمادگی ظهورش را داشته باشیم و در مرحله بعد هم با تبلیغ برای ظهورش، دلهای مردم جهان را آماده شنیدن سخنان آن حضرت و گرویدن به او بکنیم.
5. فأکثرو الدعاء بتعجیل الفرج ، وظیفه مهمتر دیگرمان هم دعا کردن برای ظهور آن حضرت است، که در صورت عمل کردن به همه مراحل قبلی، قطعا این دعا، تأثیر بیشتری خواهد داشت و زودتر به اجابت خواهد رسید.
6. حفظ ایمان از شبهات و مشكوك است و از خدای متعال بخواهیم و خود همت كنیم در آخر الزمان دینمان حفظ شود و در بازار آشفتهء دنیاپرستی و تجملات باور مذهبی خود را از دست ندهیم .
7. علاقمند كردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف : طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد در صدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی خواهد كرد چه رسد به اینكه وجود مقدس خاتم الاوصیا عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
8. اصلاح جامعه. از دیگر وظایف مهمّ عاشقان حضرت(عج)، بعد از اصلاح خود، سعی و تلاش فراوان در راه اصلاح دیگران و مبارزه با كج روی ها و فساد ها و اهتمام به امر به معروف و نهی از منكر، به همراه رعایت شرایط آن به منظور اصلاح جامعه و تربیت انسان های صالح و شایسته است. مسلمان باید به مشكلات و گرفتاری های مسلمان اهمیّت بدهد. هدف انبیا و اولیای الهی و ائمه معصومین(ع)، اصلاح جامعه و مبارزه با فساد و ترك گناه است. آیا می توان تصوّر كرد كه انسانی خود را مسلمان و عاشق حضرت مهدی(عج) بداند و برای اصلاح جامعه تلاش نكند؟
9. شناخت صفات و سیره امام علیه السلام: بدیهی است که یک عاشق دلباخته امام و یک منتظر حقیقی باید بداند که محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده، و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد.در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی که در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.
10. اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آن حضرت.
11. ذکر فضائل و مناقب آنحضرت، و شرکت در مجالس امام شناسی.
12. صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
13. تجدید بیعت با امام علیه السلام: براساس پاره ای از روایات، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است.(مکیال المکارم و منتخب الاثر) و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که «هر کس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"، نمی میرد مگر آنکه حضرت را ببیند و بشناسد.»(بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39).
14 ـ دوستی با صالحان: دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده نشده؛ چرا که آن حضرت همانند اجداد طاهرینش باب الحوائج هستند.
15 ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام: امام هادی علیه السلام در زیارت شریفه جامعه می فرمایند: «برئت الی الله عزوجل من اعدائکم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین» یعنی برائت می جویم به درگاه خدای عز و جل از دشمنان اهل بیت.
وظایف دیگری هم وجود دارد که دوستان حتما در نظرات اشاره کنند.

اما علت پیروی از آقا یعنی رهبر عزیز این است که در عصر غیبت ایشان جانشین بر حق حضرت می باشند و تبعیت از ایشان یعنی تبعیت از امام عصر(عج).




طبقه بندی: مهدویت، 
برچسب ها: امام زمان، غیبت امام زمان، حضرت مهدی، امام عصر، وظایف شعیان، دوران غیبت، وظیفه ما در قبال امام زمان، دعا برای امام زمان، اللهم كن لولیك الحجه ابن الحسن، مهمترین وظایف شیعیان در عصر غیبت بکنیم، انجام وظایف عبادی، ترک معاصی و انجام واجبات، کسب معارف اسلام، نزدیک شدن به امام زمان، زمینه سازی برای ظهور، دعا کردن برای ظهور، حفظ ایمان، اصلاح جامعه، شناخت صفات و سیره امام، ملاقات با حضرت مهدی(عج)، ذکر فضائل و مناقب، صدقه، تجدید بیعت، جانشین بر حق حضرت، رهبر عزیز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 تیر 1391 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عباس: سلام حاجی.
خواستم بپرسم چرا موسیقی حرامه ؟تو قرآن اومده؟ مگه باعث شادی نیست؟برای موسیقی فایده های زیادی ذکر کردند ولی اسلام اون رو حروم میدون.بالاخره تکلیف ما چیه؟


پاسخ:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و عرض ادب
ممنونم از حضورتون در وبلاگم و مطرح کردن سوال خوبتون.
در ابتدا عرض کنم که بحث ما در مورد موسیقی هایی هست که در شرع حرام می باشد.
در مورد حكم موسیقی از نظر مراجع سه قسم می شوند:

دسته اول:همه مراجع موسیقی كه مطرب( متناسب با مجالس گناه وفساد ) باشدحرام است
دسته دوم: موسقی كه مطرب (متناسب با مجالس گناه) نباشد بنابر نظر اقای بهجت به احتیاط واجب وبنا بر اقای صافی وگلپایگانی فتوی بر حرمت دارند
قسم سوم(مختص اقای وحید):اگرموسیقی از الات لهوی اجرا شود مطلقا حرام است واگر از الات غیر لهوباشد به صورت لهوی اجرا شود حرام ا ست وبه صورت غیر لهوی احتاط واجب بر حرمت دارند.
اما علت حرمت:
در ابتدا خدمت شما دوست عزیز عرض کنم تحریم غنا در قرآن به عنوان "لهوالحدیث" و "قول الزور" آمده است. در تفسیر آیة " و مِن الناس مَن یشتری لهو الحدیث لیضلّ عن سبیل الله؛[لقمان (31) آیة 6] بعضی از مردم گفتارهای بیهوده را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خرند تا مردم را گمراه كنند" و آیة " واجْتنبوا قول الزور؛[حج (22) آیة 30] از گفتارهای بیهوده دوری كنید" یكی از مصادیق "گفتار لهو" و "گفتار نابجا" غنا است.

اما میدونید دوستان مسلما افرادی که اهل گوش کردن به موسیقی های حرام هستند ایمان حیا و عفت از دل اینها خارج می شود. تجربه نشان داده  كه بسیاری از افراد تحت تاثیر آهنگ‏های غنا راه تقوا و پرهیزكاری را رها كرده و به شهوات و فساد روی می‏ آورند
امام جعفر صادق (ع)فرموده اند : کسی که چهل روز در خانه اش صوت موسیقی و آواز خوانی پخش شود و مردمان بر او وارد شوند .شیطان تمام اعضای خود را به بدن او مسح می نماید پس غیرت به کلی از آن مرد بر طرف گردد تا به حدی که اگر با زنش در مقابل خودش فعل قبیحی کنند او بدش نمی آید و صفت غیرت و حیاء به کلی از آن مرد برطرف شود.(و مسلما دختران و زن خانه هم بی حیا می شود) وسائل الشیعه کتاب تجارت باب 128 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 432 .
برای نمونه در غرب دیده میشود در مراسم های رقص مردان زنان خود را در دامن دیگری می بینند و خوشحال هم می شوند و... و امروزه هم در شهر میبینیم که آقا به اندازه سه تا فیل هیکل داره و زن خود را به بدترین وضع ارایش کرده و در خیابان همه نگاه می کنند و عین خیالش هم نیست.چرا ؟ بله ماهواره و موسیقی غیرتش را از بین برده.
خیلی ها گلایه می کنند که حاج آقا هر چی دعا می کنیم مستجاب نمی شود که جوابشون رو امام صادق(ع) دادند که «بیت الغناء لا تومن فیه الفجیعه و لا تجاب فیه الدعوة و لا یدخله الملک»( وسایل الشیعه، ج 17، ص 303.) یعنی «خانه‏ای که در آن غنا خوانده می‏شود، از بلای ناگهانی ایمن نیست و دعا در آن مستجاب نمی‏شود و فرشتگان داخل آن نمی‏گردند».
در خانه ای که آلات موسیقی باشد فرشته داخل نمی شود.خوب با این اوضاع چطور توقع برآورده شدن دعا رو داریم.
بعضی ها از فقر و رفتن رزق روزی خود گلایه می کنند.امام صادق (ع) فرمودند: الغناء یورث النفاق و یعقّب الفقر. غناء و خوانندگی حرام، نفاق را به ارث می گذارد و فقر و كاهش روزی را به ارمغان می آورد.
امیر المؤمنین (ع) هم در كلامی فرمودند: كثرة الاستماع إلی الغناء یورث الفقر ... ، زیاد گوش دادن به غناء و موسیقی حرام، باعث بروز فقر و تهی دستی می شود.
بعضی ها می گند اشک چشم و حال عبادت نداریم.در وصیت پیامبر اكرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) آمده كه: ای علی سه چیز قساوت قلب می آورد. اول گوش دادن به لهویات كه از جمله ی آن غناء و موسیقی حرام است. دوم: به شكار رفتن- سوم در خانه پادشاهان و سلاطین رفت و آمد كردن.
و متاسفانه امروزه که موسیقی در مجالس ها و صدا و سیمای ما وارد شده از علائم آخرالزمان است.عالم جلیل القدر و محدث عظیم الشأن، شیخ حرّ عاملی در كتاب ارزشمند وسایل الشیعه این حدیث را از پیامبر اكرم (ص) نقل فرمودند كه آن حضرت فرمودند: إنّ من أشراط الساعة اضاعة الصلوات و اتباع الشهوات و المیل إلی الأهواء فعندها أقوا یتعلمون القرآن لغیرالله، و یتخذونه مزامیر، و یتغنّون بالقرآن و یستحسنون الكوبة و المعازف. از جمله نشانه های ظهور حضرت ولی عصر (عج) یا نزدیكی قیامت یكی ضایع كردن نمازهاست دوم پیروی از شهوات سوم میل به هوا و هوسها چهارم در آن زمان گروههایی قرآن را برای غیر خدا یاد می گیرند و آن را آلت خوانندگی خود می سازند، پنجم قرآن را به غناء و موسیقی می خوانند و ششم ساز و طبل و آلات موسیقی را نیكو و پسندیده شمارند.
حرف چرتی که امروزه زیاد گفته می شود این است که موسیقی غذای روح است و این مزخرفترین حرفی است که من می شنوم.چون برعکس است و موسیقی زهر و سم روح است.
در ایالتِ «لتیل راك» آمریكا، جوانی كه پیانو یاد می‏گرفت، نغمات موسیقی چنان در روح آن جوان هیجان ایجاد كرد كه بدون دلیل از جای برخاست و با 19 ضربه چاقو، معلم خود را از پای درآورد.
«باخ»، موسیقی‏دانِ اطریشی، به اختلال حواس و كوری گرفتار شد.
 «فردریك هندل»، موسیقی‏دان آلمانی و «ماریا آلنا» خواننده ایتالیایی و «موریس راول» نوازنده فرانسوی، هر سه به نابینایی مبتلا شدند.
 «موزارت» و «شوین» (دو موسیقی‏دان مشهور) به ضعف قوا و سل دچار گردیدند.
 «مشوبرت»، «واكتر»، «دوكونیسی» و «مندلسن» به اختلالاتِ عصبی، پریشان فكری و كشمكش‏های روحی مبتلا گردیدند.
دکتر ولف آدلر (پروفسور دانشگاه کلمبیا) می گوید: موسیقی علاوه بر اینکه سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقت خارج از طبیعی آن، سخت خسته می کند. عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود تولید تعرض خارج از حد طبیعی در جِلد (پوست) می نماید که بسیار زیانمند است.(بهشت جوانان، ص 356. تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب ص 133 و مانند آن مناظره ی دکتر وپیر ص 452.)
دکتر آرنولد فریدمانی (پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلنیک سردرد) با کمک دستگاه هایی الکترونی تعیین امواج مغز و تجربیاتی که طی مراجعه ی هزاران بیمار بدست آورده ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سردردهای عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می کنند.(موسیقی از نظر دین  و دانش ص 47.)
دکتر اوریزن اسوت مارون:هیجان بزرگترین عامل سکته های قلبی است هنرمندان اغلب به علت سکته ی قلبی در گذشته اند. از این بیان معلوم می شود هیجانِ حاصله از موسیقی تا چه حد خطرناک است.(موسیقی از نظر دین و دانش ص 52. )

یک نمونه از اثرات موسیقی خروجی هایی مثل شاهین نجفی ملعون مرتد است که دل امام زمان و شیعیان رو جریحه دار کرد و انقدر کثیف و پست شده،به راحتی به مقدسات ما توهین می کند که مسلما از اثرات موسیقی است.

در نتیجه جای شکی نیست که اسلام به درستی دستور حرمت داده است و یقینا جهت منفعت انسان بوده است.
البته بسیاری از نکات ماند که ان شالله مثل قبل در نظرات گفته خواهد شد.





طبقه بندی: فلسفه احکام، 
برچسب ها: موسیقی، غنا، غنا در اسلام، موسیقی در اسلام، حکم موسیقی، موسیقی در روایات، موسیقی در احادیث، شاهین نجفی، ارتداد شاهین نجفی، موسیقی شاهین نجفی، تعریف غنا، لهوالحدیث، قول زور، موسیقی حرام، شادی در اسلام، احکام موسیقی، حكم موسیقی از نظر مراجع، موسیقی مطرب، مجالس گناه وفساد، الات لهوی، تحریم غنا در قرآن، موسیقی در قرآن، غنا در قرآن، قول الزور، واجْتنبوا قول الزور، موسیقی های حرام، موسیقی و غیرت، موسیقی و رزق و روزی، موسیقی و دعا، موسیقی و اجابت دعا، غیرت و حیاء، رقص، مراسم های رقص، موسیقی و فقر، صدا و سیما، علائم آخرالزمان، موسیقی در غرب، موسیقی و علم روز، موسیقی و نظر دانشمندان، مضررات موسیقی، ضرر موسیقی، موسیقی و بیماری، موسیقی دانان غربی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 خرداد 1391 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زینب: سلام حاج اقا
خوبید؟ سلامتید؟
راستش سوالی که شاید برای من و خیلی از دخترا و خانمها باشه این هست که نگاه حضرت فاطمه نسبت به زنها چی هست؟ حضرت زهرا که سیده دو عالمه بهترین زن تو نظرش کیه؟
حاجی مثلا منی که دخترم خیلی موقع ها نمیدونم چه کاری برای منی که زنم درسته و چه کاری غلط؟
چقدر تو جامعه باید باشم؟
بودنم تو جامعه بهتره یا تو خونه؟
کار برای من دختر یا زن در بیرون خونه خوبه یا نه؟
اگه اره مثلا چه کارهایی؟؟
حاجی خیلی دلم میخواد زندگی حضرت زهرا رو اونم تو خونش رو بدونم اما خیلی مطالب درموردش کمه....خیلی...
یا هرکدوم از بهترین زنای دنیا
میشه شماکمک کنید؟ اگه وقت داشته باشید یه جواب این سوال یه پست بشه البته اگه صلاحه چون دوست دارم مفصل باشه و نظر بقیه رو هم بدونم
ممنون حاج اقا
تشکر یا علی


پاسخ:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و عرض ادب
ممنونم شکر خدا خوبم.ببخشید اگر جواب کمی دیر شد.
میدونید آنچه که مشخص است و حضرت زهرا سلام الله علیها هم یقینا همین را مد نظر دارد این می باشد که بهترین زن همان است که همچون خود حضرت باشد. یعنی شما نگاه کنید حضرت چگونه در اجتماع حضور پیدا می کردند؟،چگونه با پدر و مادر برخورد می کردند؟،چگونه تقوی پیشه می کردند؟،چگونه با نامحرم برخورد می کردند؟،چگونه با شوهر و فرزندان رفتار می کردند؟ حجابشان چگونه بوده است؟ و ... شما هم همانگونه باشید.نسبت به این موارد که ما به اندازه کافی روایت و نقل های تاریخی داریم.
ما اگر خوب سیره حضرت رو مطالعه کنیم همه چیز دستمون میاد و مطمئنا الگو برای همه زنان در همه دوران است چون متاسفانه عده ای کج فهم اینگونه می گویند که خانم دیگر برای زنان امروزی نمی تواند الگو باشد و حال حرف غلطی می زنند و حضرت الی یوم القیامه برای زنان خوب و پاک دامن الگو می باشد.
ببینید مسلما اصل اولی بر این است که زن در خانه باشد و به تربیت فرزند خود برسد و یا عفت پیشه کند برای آینده و حضور در اجتماع دیگه بستگی به ظرفیتش دارد اگر می داند که با رفتن به اجتماع گناه نمی کند و فریب دوست و ... را نمی خورد برود در کاری که تنها و تنها در محیط زنان است ایرادی ندارد،اما اگر با رفتن به بیرون حجابش عوض می شود و گرفتار مانتو های آنچنانی با آرایش های ضعیف یا قوی می شود و یا شاغل که می شود آنقدر غرق در کار می شود که فرزند و شوهر را فراموش می کند مسلما حضورش در بیرون از منزل به صلاح نیست.
متاسفانه ارزش ها امروزه برای زنان ما عوض شده است و خانم ها فکر می کنند بودن در خانه برای آنها بی ارزشیست و تحقیر آنان می باشد و حال اینگونه نیست.امروز بیشترین فسادها و طلاق ها بخاطر حضور زنان در امکانی است که لزومی به بودنشان نیست،بسیاری از رابطه های زنان شوهر دار با مردان دیگر بخاطر همین مسئله است که بخاطر نارحت نشدن دوستان فاکتور میگیرم و توضیح و موارد بیشمار آن رو عرض نمی کنم.چقدر از جوانان پسر و مردان ما بیکار هستند چون زنان با کمترین حقوق قبول می کنند و مشغول به کاری می شوند و حال این کار رو باید یک مرد انجام دهد.
حتما شنید وقتی حضرت با امیرالمومنین ازدواج کردند برای تقسیم کار پیش رسول خدا(ص)رفتند که حضرت فرمودند کار خانه برای دخترم و کار بیرون برای عل(ع) که حضرت زهرا فرمود:کسی نمی‌داند من چقدر خوشحال شدم از اینکه رسول خدا مرا از معاشرت با مردان بازداشت.
روح اسلام از رابطه زن و مرد از دیدگاه چند روایت در جامعه بیزار است و هرگز محیط‏‌های مختلط را تجویز نمی‏ کند؛ چون همانطور که گفتم اختلاط زن و مرد باعث بروز فساد می‏ شود. لذا تا آنجا که ممکن است باید کار زنها در منزل و کار مردان در خارج منزل باشد.
امروزه هم بستر برای خانم ها برای کار در منزل هست که نمونه ای زیادی دارد و خود بهتر می دانید.
اما زنانی که متاهل هستند چقدر به سیره حضرت عمل می کنند؟ و ... در این زمینه حرف برای گفتن زیاد دارم اما بماند که خود خطبه ای شقشقیه می باشد.

بقیه حرفا بمونه در نظرات که جواب طولانی نشه و هر نقدی هست و ایرادی ما حاضریم بشنویم.

امروز(91/2/18) رفته بودم نمایشگاه کتاب در تهران،جدای از اینکه اصلا کیفیت نداشت، کلی غصه خوردم برای خانم هایی که شده بودند ابزار فروش اجناس،حتما بعضی از دوستان رفتند و دیدند، خانم هایی با آرایش غلیظ و پوشش بسیار بد، شده بودند فروشنده تا مشتری بیشتری جذب بشوند برای خرید بعد ادعا دارند این یعنی ارزش قائل شدن برای زن.جا داره خون گریه کنیم.




طبقه بندی: انسان شناسی، 
برچسب ها: حضرت زهرا، سیره حضرت زهرا، الگو برای زنان، الگوی دختران، تقسیم کار حضرت رسول، کار در منزل، حضور در اجتماع، حضور زنان در اجتماع، آفت حضور زنان در جامعه، تقسیم کار زن و مرد، رفتار زن و شوهر، بهترین زن، زن نمونه در اسلام، زنان نمونه، زنان و اجتماع، حجاب، بهترین حجاب، فساد در زنان، رابطه زنان متاهل با نامحرمان، زنان فاسد، نگاه اسلام به زن، حقوق زن در اسلام، رابطه نا مشروع، فساد در اجتماع، زن و جامعه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هیئت حضرت علی اصغر(ع)میاندوآب:سلام همسنگر گرامی واقعا دستت درد نکنه بابت جواب به شبهه.امیدوارم در سایه پروردگار موفق باشی.
لطفا به این سوال نیز که خیلی شبهه شده نیز جواب دهید:اگر پیامبر واهل بیت انسان های کامل در روی زمین هستند پس چرا به انها صلوات میفرستیم .
لطفا در پست هاتون جواب بدین وهر وقت جوابو رو وبلاگ گذاشتید خبرم کنید
یا علی

پاسخ:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز.سال نو رو خدمت شما و همه دوستان تبریک میگم و سوال خوب و خوشی رو برایتان آرزو دارم.
جوابی که آیت الله جوادی آملی از استاد خویش علامه طباطبایی آورده است بسیار زیبا و خواندنی است. ببینید!
مرحوم علامه طباطبایی در پاسخ به فردی که از ایشان چنین پرسیده بود، با بیان لطیفی فرمودند: نخست اینکه ما با صلوات چیزی از خود اهدا نمی‌کنیم، بلکه به خدا عرض می‌کنیم و از او می‌خواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد. دوم اینکه گرچه این خاندان به صلوات ما احتیاجی ندارند؛ ولی به خدای سبحان نیازمند هستند و فیض الهی باید به صورت دائم بر آنها نازل شود.

ما با این صلوات، در واقع خود را به این خاندان نزدیک کرده‌ایم؛ برای مثال اگر باغبانی در باغی که همة گل‌ها و میوه‌هایش ملک صاحب باغ است، کار می‌کند و از صاحب باغ حقوق می‌گیرد، روز عید دسته‌ای از گل‌های باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد، آیا عمل او موجب نزدیکی به صاحب باغ نمی‌شود؟ این عمل نشانة ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت می‌کند، در غیر این صورت ما از خود چیزی نداریم، بلکه از خدای سبحان مسئلت می‌کنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید که همین عرض ادب موجب تقرب ما می‌شود.(1)
صلوات  و درود بر پیامبر در حقیقت، تقدیر و تشکر از زحمات و تلاش های پیامبراکرم (ص) و اهل بیت او است که سال ها با راستی و درستی در بین جامعه زیسته و همه سختی ها و ناملایمات را در راه هدایت بشر تحمل کرده و  اسوه و نمونه انسان کامل شدند. بر این اساس آنان قطعاً مستحق تقدیر و تشکر می باشند که کمترین درجه این تشکر ذکر صلوات بر آن حضرت می باشد. که حتی اگر ایشان به این صلوات نیازی نداشته باشند ما به عنوان کسی که از زحمات آنان بهره مند هستیم وظیفه داریم که قدر شناس باشیم.

1. برگرفته از نسیم اندیشه، اثر آیت الله جوادی آملی.ماهنامه موعود شماره 107




طبقه بندی: امامت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 فروردین 1391 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
یه سوال دارم و اون اینه که چرا دین اسلام بطور كامل و دقیق تو كشورمون اجراء نمیشه؟مگر ما ادعا نداریم که مملکتمون اسلامیه؟

پاسخ:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز
ممنون از حضورتون در این وبلاگ.
دوست عزیز در ابتدا خدمت شما عرض کنم که این مسأله نیازمند به بررسی دقیق و همه ‏جانبه است كه پرداختن به همه جوانب آن، از گنجایش این پست خارج است. اما به طور اختصار در این زمینه  به نكاتی  اشاره میکنم و دوستان عزیز هم اگر هر نظر و انتقادی داشتند در قسمت نظرات مطرح بفرمایند:

ادامه مطلب


طبقه بندی: كلام جدید، 
برچسب ها: ایران اسلامی، اسلام در ایران، حکومت اسلمی، سیاست در ایران، حکومت دینی، اجرای اسلام در ایران، جدایی دین از سیاست، جامعه اسلامی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 اسفند 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
صالح:سلام
منم یه سوال داشتم که خیلی جوابش برام مهمه.امیدارم که جواب بدید.
ببینید حاجاقا خدا چون ما رو خلق کرد و آفریده خواسته که عبادتش كنیم،درسته؟حالا مگه ما از خدا خواستیم كه ما را خلق كنه تا در نتیجه مجبور به اطاعت و عبادتش بشیم؟ تازه میگند نتیجه و فایدة عبادت به خود شما می رسه یعنی ما انسانها ولی من هیچ نیازی به فایده ندارم. به نظر شما این سوء استفادة خداوند از قدرتش نیست؟

پاسخ:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام و عرض احترام به شما دوست عزیز
ممنونم از حضورتون و مطرح کردن این سوال.ان شالله که جواب براتون مفید باشد.
دوست عزیز من در ابتدا سوال شما رو به سه بخش تقسیم کنم تا بتوانیم بهتر تحلیل كنیم:

1. چون خدا ما را آفریده باید او را بپرستیم.
2. چون خلقت ما اختیاری نبوده پس لازم نیست خدا را به خاطر كاری كه از او نخواسته ایم عبادت كنیم.
3. آیا نفع عبادت به ما می رسد یا به خدا؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------------


برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: خدا شناسی، 
برچسب ها: هدف از خلقت، خلقت انسان، آفرینش انسان، عبادت خدا، هدف از عبادت، نفع عبادت کردن، پرستش، پرستش و فطرت، اجبار در عبادت، خلقت اجباری، گرایش به پرستش، دلائل پرستش خدا، پرستش امری فطری است، لكنت دونویی، تكامل واقعی بشر، عبادت، نفع عبادت، فواید عبادت، ترس از خدا، علت پرستش خدا، نیاز فطری بشر، عبادت اختیاری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 دی 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جمال:چرا زنها نمی توانند با چند مرد ازدواج کنند؟ چون دوره عرب بدوی گذشته و با راههای جلوگیری و علم ژنیتک مشکلی برای شناسائی بچه احتمالی و ارتباط با پدر وجود ندارد. لطفا سوال را منطقی و علمی پاسخ دهید.
پاسخ:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام و عرض ادب و تشکر از سؤال خوبتان.
ممنونم از حضور شما در وبلاگ و مطرح کردن سوال خوبتان.
ببینید دوست عزیز در پاسخ به این سؤال باید عرض کنم  بعضی ها اسلام را متهم می کنند که اصل مساوات بین زن و مرد را در موضوع تعدد همسران رعایت نکرده است زیرا بر اساس این حکم به مردان چنین حقی داده شده است اما زنان چنین حقی ندارند.

مسلماً وضع قوانین تابع سلائق و علاقه های افراد نیست بلکه تابع مصالح و مفاسدی است که در اثر آن خداوند جهت وصول بندگان به کمال این قوانین را وضع می نماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
برچسب ها: تعدد زوجات، تک همسری، چند شوهری، شوهران متعدد، چرا زنها نمی توانند با چند مرد ازدواج کنند؟، علم ژنیتک، شناسائی بچه، مساوات بین زن و مرد، حقوق زن، زن در اسلام، مظلومیت زنان، حقوق زن در اسلام، تعدد همسران، تفاوت بین زن و مرد.، تبعیض اسلام، تبعیض بین زن و مرد، وضع قوانین، فلسفه تک همسری زنان، چند همسری، بعد جنسی زنان، رابطه زناشویی، جنسی، شهوت در زنان، روابط جنسی، روابط غیر مجاز، روابط مشروع، روابط نا مشروع، همجنس بازی، تعدد و تنوع جنسی، نیاز جنسی، عدم توازن جمعیت بین زنان و مردان، انحرافات جنسی، ازدواج دوم، چند همسری چرا فقط برای مردان و نه برای زنان، هیجان جنسی، مشکلات خانوادگی، ارضا نشدن مرد، ارضای غریزه جنسی، محبت و عواطف خالصانه، عشق، گرایش های زنان، نظام خانواده، نظام حقوق زن در اسلام، نظام حقوق زن در اسلام نوشته شهید مطهری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 دی 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
خوب هستید؟
فرا رسیدن ماه محرم رو به شما و تمام دوستان تسلیت عرض میکنم.
حاج اقا، محرم نزدیکه، بخدا از این که بازم محرم میاد و به ما فقط زخما امام حسین و لب تشنشو نشون میدم خسته شدم و نگران. حاج اقا امام حسین که سالهاست بیش از هزار سال شورش تو دل همه هست و این مقام رو از طرف خدا کسب کرده که اسمش و قیامش تا همیشه پایدار باشه، کیه؟ میخوام حکمت قیام اماممو بدونم، میخوام با معرفت گریه کنم، نمیخوام گریه کنم و اصول و اداب اسلاممو که امامم بخاطرش جنگید رو زیر پا بزازم، میخوام بفهمم که اگر حسین نبود الان منی به نام مسلمون نبود، حاجی راستش......
هیچی زبون برای گفتن ندارم همم شده دغدغه و سوال وفقط میتونم بگم:
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟ این چه شمعیست که گلها همه پروانه اوست؟ یا علی
پاسخ:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با سلام
ممنونم.شکر خدا خوبم.
بنده هم فرا رسیدن ماه محرم الحرام و أیام شهادت أباعبدالله الحسین(ع)و أصحاب با وفایش رو خدمت شما و بر تمامی شیعیان و پیراون راستین و واقعی اهلبیت(ع) تسلیت عرض می کنم.ان شالله که از عزاداران واقعی امام حسین(ع)باشیم.
بله نکات خوبی رو فرمودید،بنده هم قبول دارم که روضه خواندن به تنهایی و صرفا از مظلومیت امام حسین(ع)سخن گفتن درست نیست بلکه باید از علل قیام و اهداف آن هم سخن گفت تا این اشک ها با معرفت باشند.
ببینید بزرگوار اینکه در چند سطر بخواهیم از امام حسین(ع) و علل و اهداف قیامش سخن بگوییم واقعا مشکل است چرا که نوشتن چندین جلد کتاب هم جواب گوی این مسئله نیست. لذا بنده مختصر مطالبی رو عرض میکنم و بیشتر بحث رو در نظرات انجام می دهیم و اگر دوستان هم مطلبی داشتند در نظرات بنویسند تا بنده و دیگر دوستان استفاده کنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: امامت، 
برچسب ها: اهداف قیام امام حسین(ع)، علل قیام امام حسن، فرا رسیدن ماه محرم، ماه محرم، لب تشنه، حکمت قیام امام حسین چیست؟، این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟، ایام حزن و عزای اهل بیت(علیهم السلام)، عزاداران واقعی امام حسین(ع)، مظلومیت امام حسین(ع)، تبدیل حکومت اسلامی به حکومت سلطنتی، حکومت موروثی و سلطنتی، معاویه و عدم اعتقاد به دین خدا، خال المومنین، ادامه دهنده دین رسول خدا(ص)، قتل اکابر شیعیان، جعفر بن عدى، سبّ و لعن على (ع)، اثرات سوء تبلیغات اموى، سکوت در برابر ناعدالتى ها، انگیزه هاى معنوى در قیام امام حسین (ع)، مقابله با مفاسد اجتماعى و سیاسى، تأمین مصالح اجتماعى و آرمان هاى مقدس انسانى، اصلاح و سامان بخشیدن به امور اجتماعى، امام حسین و امر به معروف و نهى از منکر، امام حسین و پیروى از راه و روش پیامبر (ص) و على (ع)، امام حسین (ع) و وصیت نامه خود،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهتاب:سلام...!
خوب هستید؟انشاالله همیشه صبر و حوصله و فرصته پاسخ گویی رو داشته باشید!
راستش میخواستم بپرسم آیا فرشتگان توانایی سرپیچی از دستورات خدا و به اصطلاح با اختیار عمل کردن رو دارند؟
آخه داشتم به فطرس فکر میکردم و اینکه چی شد که خدا از عرش به فرش فرستاد و اون هم در زمین موند تا تولد امام حسین(ع) و باقی داستان...
ببخشید که مزاحم شما شدم!

*التماس دعا*
 
پاسخ:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام و عرض احترام.
ممنونم از حضورتون و سوال خوبتون.
ان شالله دعا کنید خداوند این توفیق رو به ما بدهند و کمکمون کنند.
در مورد سوالتون در ابتدا بحث اختیار فرشته ها رو عرض میکنم و بعد به قضیه فطرس می پردازیم که ببینیم درست هست یا نه؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: پرسش و پاسخ دین پژوهی، 
برچسب ها: فرشتگان الهی، ملائکه، ملائکه مقرب، فرشته، عصمت فرشتگان، آیا فرشتگان معصومند، اختیار فرشتگان، آیا فرشتگان اختیار دارند؟، عقل فرشتگان، ایا فرشتگان عقل دارند، فطرس، داستان فطرس، فطرس کیست؟، سرپیچی فرشتگان از دستورات خدا، تولد امام حسین(ع)، صحت روایات فطرس.بررسی روایات فطرس، جنسیت ملائکه، آیا فرشتگان دارای اراده و اختیار هستند؟، عقل و شهوت را در انسان، در فرشتگان جبر مطرح نیست، ملائکه ذمّی، تمرد ملائکه، تمرد فرشتگان، برکات امام حسین(ع)، داستان فطرس و آیات قرآن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مصباح الهدی:سلام و عرض ادب
یه سوال:
در بهشت لذتهای دنیوی و جسمانی هم وجود داره؟؟
و اینکه ازدواج با حوریان بهشتی به چه شکل هست و علتش چیست؟حوریان مذکر و مونث دارند؟؟ یه سری احادیث رو از یک جایی در مورد حوریان بهشتی دیدم به نقل از بحارالانوار باعث تعجبم شد ممنون میشم راهنماییم کنید.

پاسخ:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و علیکم خدمت شما دوست عزیز

ممنونم از حضورتون در وبلاگم و طرح این سوال.
فرمودید یک سوال ولی در واقع چهار سوال مطرح فرمودید که باید هر کدام به طور جدا گانه توضیح داده شود که به یاری خدا این کار رو خواهیم کرد.
سوال اول:در بهشت لذت های دنیوی و جسمانی هم وجود داره؟؟
دوست عزیز شما در اینجا در واقع لذت های بهشتی را با لذت های دنیایی مقایسه کردید.و این قیاسی که بین نعمتهای بهشتی و دنیوی شده است قیاس مع الفارق است.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: معاد، 
برچسب ها: حوریان بهشتی، حوری، لذت های آخرت، لذت های بهشتی، ازدواج با حوری، لذت های معنوی، لذت مادی در بهشت، چگونگی لذت در آخرت، لذت های جنسی، همسران حوری، غلمان، حوریان زیبا، لذت های دنیوی، علت ازدواج با حوری، علت وجود میل جنسی در بهشت، شهوت در بهشت، شهوت های بهشتی، نعمتهای بهشتی، حور و غلمان، میوه های بهشتی، ازدواج با حوریان بهشتی، حورالعین، تزویج اهل بهشت، حوریان مذکر و مونث، لذت‏هاى جنسى، بهشت، لذت های شهوت، لذات در دنیا، لذتهای واقعی، هوسهای جنسی، مسائل جنسی، علاقه مردان به زنان، آیت‏ اللَّه مكارم شیرازى، اوصاف حورى،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 آبان 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
عاطی-ققنوس آبی:
سلام
سوالی داشتم
چرا مسلمان ها نمی تونن با افرادی از ادیان دیگه ازدواج كنن ؟
من در رساله خواندم كه علت اش اینه كه در صدر اسلام مسیحی ها اسلام رو به عنوان یك دین الهی قبول نداشتن و زنان مسلمان رو اذیت میكردن به همین دلیل الان هم تونن درحالیكه الان مسیحی ها اسلام رو یك دین الهی میدونن.

پاسخ:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و عرض ادب
سوال خوبی رو مطرح کردید،اما علتی رو که ذکر کردید در هیچ رساله ای قید نکردند و اگر منبعی دارید بفرمایید و اگر هم در کتابی دیگر مشاهده کردید باز منبع رو ذکر کنید.علت این چیزی که شما فرمودید نمی باشد.
 من در ابتدا بحث فقهی این سوال رو بیان کنم تا زوایای بحث مشخص شود:
 این حکم در مورد مردان در نظر مراجع اتفاقی نیست ولی در مورد زنان اتفاقی است،یعنی این زنان هستند که نمی توانند با مردانی از ادیان دیگه ازدواج کنند ولی در مورد ازدواج مردان اختلاف نظر می باشد بین مراجع بزرگوار.
در ازدواج موقت...
همچنین در ادامه به علت عدم اجازه ازدواج مسلمان با غیر مسلمان می پردازیم و اشاره به اینکه چرا برای زنها هیچ مرجعی اجازه نداده است.

برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
برچسب ها: ازدواج با اهل کتاب، ازدواج مرد با زن اهل کتاب، ازدواج زن با مرد اهل کتاب، ازدواج با ادیان دیگر، ازدواج، ازدواج موقت با اهل کتاب، ازدواج با کافر، ازدواج با غیر مسلمان، فلسفه حرمت ازدواج با اهل کتاب، نظر مراجه در مورد ازدواج با ادیان دیگر، نظر مراجع در مورد ازدواج با اهل کتاب، هدف از ازدواج، زنان مسلمان، مسیحیت، اسلام و سطحی‌نگری، ازدواج در اسلام، ولایت یک غیر مسلمان بر مسلمان، قیمومیت، فلسفه تحریم ازدواج زن مسلمان با مردان غیر مسلمان در قرآن و روایات، ازدواج موفق، تشکیل خانواده‌ای موحد، تشکیل خانواده‌، خانواده، اهمیت خانواده در اسلام، نقش خانواده در اسلام، هم کفو بودن زن شوهر، صراط مستقیم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 آبان 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
غریبه:سلام خدمت شما طلبه پاسخگو ممنون از اینکه وبلاگی برای پاسخ به سوالات ما قرار دادید.من یک سوال داشتم خیلی وقت هم هست بهش فکر میکنم و جواب قانع کننده ای ندیده ام و سوالم اینه که چرا صیغه در بین ما شیعه ها حلاله؟ آیا باعث رواج فساد نمی‏شه؟در حق زنان ظلم نمیشه؟؟؟
ممنون از زحماتتون.


پاسخ:
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام و عرض احترام خدمت شما دوست عزیز.
سوال خوبی رو مطرح فرمودید که امروزه هم در جامعه بحث در مورد آن زیاد است.وباید این مسئله دقیق بیان شود تا در حل مشکلات جامعه،ما را کمک کند.
ما اینجا فقط بحث علمی انجام میدهیم و قصد دیگری نیست ،خوب ممکن است این بحث کمی به مزاق خانم ها خوش نیاید ولی خواهشا خوب و با دقت مطالعه شود چرا که این حکم بیشتر برای حل مشکلات آنهاست که عرض میکنم.
در ابتدا من یک آماری رو خدمت شما عرض کنم که خوب است بدانید و آن این است که  بیش از 6 میلیون زن مطلقه و یک میلیون پیر دختر بالای 35 سال در ایران وجود دارند. [ سایت تحلیلی خبری عصر ایران به نقل از اخرین نیوز]


برای دیدن بقیه مطالب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: فلسفه احکام، 
برچسب ها: متعه، صیغه، ازدواج موقت، صیغه در اسلام، اسلام و ازدواج موقت، شیعه و ازدواج موقت، فلسفه ازدواج موقت، حکمت متعه و ازدواج موقت، غریزه جنسی، شرایط ازدواج موقت، زنان متعه، حرام كردن صیغه موقت، متعه و سنت حسنه، فایدة متعه یا صیغه، هدف اصلی از تشریع متعه، كمونیسم جنسی، شهوترانی، رهبانیت موقت، شهوت، ازدواج دائم، فشار شهوت، شهوترانان، عامل رواج فساد، مسئله جنسی در اسلام، صیغه و سکس، رابطه جنسی، سکس، احادیث متعه، روایات صیغه، روایات و احادیث ازدواج موقت، صیغه و اصلاح جامعه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مهر 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
محمود:سلام علیکم
معاد و شکل معاد به چه صورت است آیا مادی می باشد یا آنکه غیر مادی ؟ کامل توضیح دهید البته با استدلال منطقی نه تنها نقل قول از دیگران.

پاسخ:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
علیک السلام
ممنونم از حضورتون و این سوال خوب.
دوست عزیز بحث در مورد کیفیت معاد یکی از پیچیده ترین مباحث عقلی می باشد که علمای نابغه در فنون عقلی راهم در برخی موارد به چالش کشانده است.
در بین علما و دانشمندان اسلامی در کیفیت معاد اختلاف نظرهایی وجود دارد و اقوال مختلفی ذکر کرده اند که عبارتند از:
1. معاد جسمانی (فقط جسمانی)
2. معاد روحانی (فقط روحانی)
3.معاد جسمانی و روحانی
ما تنها قول صحیح رو عرض میکنیم و توضیح می دهیم.دوستانی که حوصله مطالعه همه مطالب رو ندارند حتما خلاصه مطالب رو در انتها بخوانند.

برای مطالعه ادامه مطالب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: معاد، 
برچسب ها: معاد، معاد جسمانی، معاد روحانی، کیفیت قیامت، معاد جسمانی و روحانی، قیامت، شکل معاد، معاد مادی، معاد معنوی، اعتقاد به معاد جسمانی از ضروریات دین اسلام، اثبات عقلانی معاد، بدن جسمانی در عالم آخرت، روح به بدن طبیعی و عنصری باز می گردد، بدن مثالی، جسم لطیف، دیدگاه قرآن درباره روحانی بودن معاد، دیدگاه قرآن و روایت درباره روحانی و جسمانی بودن معاد، اصل معاد و کیفیت آن از منظر قرآن، دلایل عقلی بر معاد جسمانی، صدر المتألهین، اثبات معاد جسمانی، اصول هفت گانه، تبدل ماده بدن، انسان شناختی، فرعیت بعد جسمانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 شهریور 1390 توسط طلبه پاسخگو
پرسش:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مصطفی:در روایات اهل بیت شیعیان از قیام و انقلاب و همچنین فعالیت های سیاسی منع شدید شده اند
و همچینین اهل بیت حکومت هایی را که قبل از ظهور امام زمان هستند را حکومت شیطان و سردمدار گمراهی معرفی کرده اند.
به دلیل کثرت روایات وارده در این زمینه و درخواست صاحب وبلاگ تنها به سه روایت اکتفا می کنیم و مابقی روایات را در بخش نظرات می آوریم.

1- هر پرچمی (حکومتی)که قبل از قیام امام قائم علیه السلام باشد.رهبر آن طاغوت است و (آن رهبر) مانند بتی میشود که غیر از خداوند عبادت میشود.(الکافی ج8 ص295 )
2- امام صادق فرمود: هیچیک از ما اهل البیت تا روز قیام قائم ما، برای جلوگیری از ستمی یا برای بپاداشتن حقی خروج نمی کند، مگر آنکه بلا و آفتی، او را از بیخ برکند و بر عمق گرفتاری و اندوه ما و شیعیانمان افزود.(مقدمه صحیفه سجادیه) 
3- اى سدیر! در خانه بنشین(بی طرف باش و فعالیت سیاسی نکن) و به زندگى بچسب . آرامش داشته باش تا آن هنگام كه شب و روز آرام هستند، اما هنگامى كه خبر رسید كه سفیانى خروج كرده به سوى ما بیا، اگر چه با پاى پیاده باشد 
باز هم امام معصوم در اینجا شیعیان را تا علامات حتمیه ظهور از فعالیت سیاسی منع کرده است.
توضیح روایات در بخش نظرات.

پاسخ:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام خدمت شما دوست عزیز
در مورد این سوال شما باید عرض کنم که این روایات توضیح و تفسیر دارند و آنچه که شما برداشت کردید کاملا غلط می باشد که در واقع طرز فکر همان انجمن حجیته می باشد که دارای انحرافات بیشماری می باشند.
از این دیدگاه اصطلاحا به نظریه تعطیل یاد می‌شود.
ما در جواب شما هم روایات تاکید در دخالت سیاست رو عرض می کنیم و هم روایاتی که شما فرمودید رو توضیح می دهیم و مشخص می کنیم که برداشت شما از این روایات نادرست بوده است.
این گونه احادیث به چند دسته تقسیم می‌شوند: دسته‌ای از لحاظ سندی ضعیفند، دسته‌ای می‌توان گفت بیان یک گزاره خبری است نه یک حکم شرعی، دسته‌ای دستورات شخصی ائمه(علیهم السلام) و دسته‌ای هم در نگاه ظاهری این است که ما را منع می‌کند از تشکیل حکومت.
دوستان اگر جواب کمی طولانی خواهد شد ببخشید،چون بحث مهم است و باید خوب جا بیفتد.ولی جهت مطالعه حتمی و رضایت خوانندگان خلاصه بحث رو در انتها می آورم تا چکیده جواب دست دوستان باشد.

برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.


طبقه بندی: كلام جدید، 
برچسب ها: قیام و انقلاب، فعالیت های سیاسی، شیعیان و سیاست، حکومت های قبل از ظهور امام زمان، حکومت شیطان، پرچم قبل از قیام امام قائم علیه السلام، سدیر، علامات حتمیه ظهور، فعالیت سیاسی در عصر غیبت، نظریه تعطیل، انجمن حجیته، روایات تاکید در دخالت سیاست، ولایت فقیه در عصر غیبت، شأن حکومت برای فقیه، بیاناتی از حضرت امام خمینی ره، قدرتهاى بزرگ و تبلیغ معناى غلط از انتظار، صحیفه امام(ره)ج۲۱ صص۱۸-۱۵، یُعْبَدُ مَنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ، دعوت به نفس، دعوت برای درهم شكستن باطل و اقامه حق، پرچمی كه در مقابل قائم (عج) واقع گردد طاغوت است، روایاتی در تأئید برخی قیامها، وجوب امر به معروف و نهی از منکر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 شهریور 1390 توسط طلبه پاسخگو
  • تعداد کل صفحات : 7  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7